لیست کامل رنگ ها به انگلیسی: از قرمز تا فیروزه ای + مثال

بهترین آموزشگاه زبان انگلیسی شیراز

سلام رفقا!

می‌دونستید رنگ‌ها چه دنیای قشنگی دارن؟ از آبی آسمون گرفته تا سبزی چمن‌ها، همه جا رنگ هست. و خب، اگه می‌خوایم انگلیسی رو روان صحبت کنیم، باید اسم رنگ‌ها رو هم بلد باشیم، نه؟ اینطوری می‌تونیم همه‌چیز رو با جزئیات بیشتری توصیف کنیم و منظورمون رو بهتر برسونیم.

پس با من همراه باشید تا با هم یه گشتی توی دنیای رنگ‌ها بزنیم و اسم‌هاشون رو به انگلیسی یاد بگیریم.

رنگ های پرکاربرد انگلیسی: یه لیست توپ!

اول از همه، یه سوال پیش میاد: انگلیسی‌زبان‌ها چطور “رنگ” رو می‌نویسن؟ خب، بستگی داره کجا زندگی می‌کنن! آمریکایی‌ها می‌نویسن color، ولی انگلیسی‌های بریتانیایی colour رو ترجیح می‌دن. ما اینجا از همون color استفاده می‌کنیم که همه‌جا کاربرد داره.

حالا بریم سراغ اصل مطلب! اینا پرکاربردترین رنگ‌ها هستن:

  • White (سفید)
  • Yellow (زرد)
  • Blue (آبی)
  • Red (قرمز)
  • Green (سبز)
  • Black (مشکی)
  • Brown (قهوه ای)
  • Azure (لاجوردی)
  • Ivory (عاجی)
  • Teal (سبزآبی)
  • Silver (نقره ای)
  • Purple (بنفش)
  • Navy blue (سرمه ای)
  • Pea green (سبز نخودی)
  • Gray (خاکستری)
  • Orange (نارنجی)
  • Maroon (عنابی)
  • Charcoal (زغالی)
  • Aquamarine (یشمی)
  • Coral (مرجانی)
  • Fuchsia (سرخابی)
  • Wheat (گندمی)
  • Lime (لیمویی)
  • Crimson (زرشکی)
  • Khaki (خاکی)
  • Hot pink (صورتی تند)
  • Magenta (ارغوانی)
  • Golden (طلایی)
  • Plum (آلوئی)
  • Olive (زیتونی)
  • Cyan (فیروزه ای)

نکته‌ی مهم: این فقط یه شروع خوبه! دنیای رنگ‌ها خیلی وسیعه و هر رنگی هم کلی طیف و سایه داره. پس همیشه در حال یادگیری باشید.

رنگ‌ها تو جمله: بریم تمرین عملی!

حالا که اسم رنگ‌ها رو یاد گرفتیم، باید ببینیم چطور تو جمله ازشون استفاده می‌کنیم. بریم چند تا مثال ببینیم، اینطوری بهتر یاد می‌گیریم. آماده‌اید؟ بریم!

  • White (سفید): “Two blacks do not make a white.” (دو سیاهی، سفیدی نمی‌سازند.) این یه اصطلاحه و یعنی دو اشتباه نمی‌تونن یه کار درست رو توجیه کنن.
  • Yellow (زرد): “Don’t park your car on double yellow lines.” (ماشینت رو روی خطوط زرد دوتایی پارک نکن.) این دیگه خیلی واضحه!
  • Blue (آبی): “The sky is not less blue because the blind man does not see it.” (آسمون چون یه نابینا نمی‌بینه، کم‌رنگ‌تر نمی‌شه.) یعنی حقیقت، حتی اگه کسی قبولش نداشته باشه، تغییری نمی‌کنه.
  • Red (قرمز): “Should I buy a red car or a blue car?” (باید ماشین قرمز بخرم یا آبی؟) ساده و کاربردی.
  • Green (سبز): “The color of leaves is green in summer.” (رنگ برگ‌ها تو تابستون سبزه.) معلومه که!.
  • Black (مشکی): “The black ox has trod on his foot.” (گاو سیاه پاشو لگد کرد.) این هم یه اصطلاحه و یعنی بدشانسی یا یه اتفاق بد افتاده.
  • Brown (قهوه ای): “Both my parents have curly brown hair.” (هر دو تا پدر و مادرم موهای فر قهوه‌ای دارن.)
  • Azure (لاجوردی): “His eyes are azure.” (چشماش لاجوردیه.)
  • Ivory (عاجی): “My shirt is more ivory color than white.” (پیراهنم بیشتر رنگ عاجی داره تا سفید.)
  • Teal (سبزآبی): “Light yellow and light blue teal are good fog colors.” (سبزآبی و زرد روشن رنگ‌های خوبی برای مه هستن.)
  • Silver (نقره ای): “Wisdom is better than gold or silver.” (خرد از طلا و نقره بهتره.) (ارزش خرد بیشتر از ثروته)
  • Purple (بنفش): “His face turned purple with rage.” (از عصبانیت صورتش بنفش شد.)
  • Navy blue (سرمه ای): “You’re looking very nautical in your navy blue sweater.” (با ژاکت سرمه‌ای‌ات خیلی دریایی به نظر می‌رسی.)
  • Pea green (سبز نخودی): “She wears a pea green full – length skirt , which makes her look very lovely.” (اون یه دامن بلند سبز نخودی پوشیده که خیلی قشنگش کرده.)
  • Gray (خاکستری): “Gray is intermediate between black and white.” (خاکستری بین سیاهی و سفیدی قرار داره.)
  • Orange (نارنجی): “That’s a funny combo – pink and orange.” (ترکیب بامزه‌ایه – صورتی و نارنجی.)
  • Maroon (عنابی): “She wore black tights, and maroon socks that stuck up above her boots.” (جوراب شلواری مشکی و جوراب‌های عنابی‌رنگ که از چکمه‌اش زده بود بیرون پوشیده بود.)
  • Charcoal (زغالی): “Charcoal, navy or brown are more discreet than black or other colours.” (زغالی، سرمه‌ای یا قهوه‌ای از مشکی یا رنگ‌های دیگه با احتیاط‌تر هستن.)
  • Aquamarine (یشمی): “Aquamarine is a pale tint between cyan and green.” (یشمی یه رنگ کمرنگ بین فیروزه‌ای و سبزه.)
  • Coral (مرجانی): “She was wearing a coral necklace.” (یه گردنبند مرجانی داشت.)
  • Fuchsia (سرخابی): “The sky is glowing fuchsia, orange.” (آسمون سرخابی و نارنجی می‌درخشه.)
  • Wheat (گندمی): “The fields were yellow with wheat.” (مزارع با گندم زرد شده بودن.)
  • Lime (لیمویی): “Lime is a color that is a shade of green, so named because it is a representation of the color of the citrus fruit called limes.” (لیمویی رنگی از سبز است که به این نام نامیده می‌شود زیرا نشان‌دهنده رنگ میوه‌ای به نام لیمو است.)
  • Crimson (زرشکی): “Crimson is her favorite color.” (زرشکی رنگ مورد علاقه‌اشه.)
  • Khaki (خاکی): “A guy in khaki shorts was carrying a video camera.” (یه پسره با شورت خاکی یه دوربین فیلم‌برداری حمل می‌کرد.)
  • Hot pink (صورتی تند): “Who is the woman dressed in hot pink?” (اون خانمی که صورتی تند پوشیده کیه؟)
  • Magenta (ارغوانی): “Although it is summer, she is wearing magenta stockings and black shoes with delicate straps.” (با این‌که تابستونه، جوراب ارغوانی و کفش‌های مشکی با بندای نازک پوشیده.)
  • Golden (طلایی): “The sun was surrounded by a golden haze.” (خورشید توسط یه هاله طلایی احاطه شده بود.)
  • Plum (آلوئی): “Plum is a deep purple color.” (آلوئی یه رنگ بنفش تیره‌اس.)
  • Olive (زیتونی): “The skirt she wears is olive.” (دامنی که پوشیده زیتونیه.)
  • Cyan (فیروزه ای): “Yellow and cyan produces green, and yellow and magenta produces red.” (زرد و فیروزه‌ای سبز و زرد و سرخابی قرمز می‌سازند.)

اینا فقط چند تا مثال بودن. با تمرین و تکرار، می‌تونید از این رنگ‌ها تو صحبت‌هاتون استفاده کنید و مثل بلبل انگلیسی حرف بزنید!

امیدوارم این مطلب براتون مفید بوده باشه. راستی، اگه سوالی داشتید یا می‌خواید بیشتر یاد بگیرید، از سایت ما دیدن کنید و کلی مطلب دیگه هم ببینید.

موفق باشید!

لیست کامل رنگ ها به انگلیسی: از قرمز تا فیروزه ای + مثال
رنگ های انگلیسی, اسامی رنگ ها, آموزش زبان, یادگیری زبان انگلیسی, رنگ ها در انگلیسی, color, colour, قرمز, آبی, سبز, زرد, مشکی, سفید, بنفش, نارنجی, فیروزه ای, سرمه ای
موسسه زبان پارسا شیراز