مهمترین اصطلاحات سیاسی انگلیسی(۲۰ واژه پرکاربرد)

بهترین آموزشگاه زبان انگلیسی شیراز

مهمترین اصطلاحات سیاسی انگلیسی (۲۰ واژه پرکاربرد)

آیا تا به حال به این فکر کرده‌اید که چرا دنبال کردن اخبار سیاسی خارجی می‌تواند این‌قدر جذاب باشد؟ با توجه به این‌که تصمیم‌های سیاسی در سطح جهانی بر زندگی ما تأثیرگذار هستند، آشنایی با اصطلاحات سیاسی انگلیسی می‌تواند در فهم اخبار و تحلیل رویدادها بسیار مفید باشد. در این مقاله از وبلاگ موسسه زبان پارسا، به بررسی ۲۰ اصطلاح پرکاربرد در حوزه سیاست می‌پردازیم که به شما در درک بهتر اخبار و تحلیل‌های سیاسی کمک خواهند کرد. برای اطلاعات بیشتر در زمینه دوره‌های آموزش زبان انگلیسی به وبسایت موسسه زبان پارسا مراجعه کنید.

سرفصل‌های مقاله:

  • اصطلاحات سیاسی انگلیسی: از انتخابات تا سیاست‌مداران
  • چگونه این اصطلاحات به فهم اخبار کمک می‌کنند
  • تمرین و کاربرد اصطلاحات در جمله

اصطلاحات سیاسی انگلیسی: از انتخابات تا سیاست‌مداران

درک این اصطلاحات، دریچه‌ای به سوی فهم عمیق‌تر اخبار و تحلیل‌های سیاسی می‌گشاید.

  1. BALLOT (رأی مخفی): (اسم / فعل) فرآیند رای‌گیری مخفیانه.

    • “In democratic counties voting is done through a secret ballot.” (در کشورهای دموکراتیک، رای‌گیری از طریق رأی مخفی انجام می‌شود.)
  2. BILL (لایحه): (اسم) پیشنهاد قانون که هنوز تصویب نشده است.

    • “There is little support for the new bill.” (حمایت کمی از لایحه جدید وجود دارد.)
  3. COALITION (ائتلاف): (اسم) اتحاد بین احزاب سیاسی برای رسیدن به اهداف مشترک.

    • “Coalitions are common during times of war.” (ائتلاف‌ها در زمان جنگ رایج هستند.)
  4. DEMOCRACY (دموکراسی): (اسم) سیستمی که در آن قدرت در دست مردم است و از طریق انتخابات اعمال می‌شود.

    • “Democracy is a system of government by the people.” (دموکراسی، سیستم حکومتی مردمی است.)
  5. TO ELECT (انتخاب شدن): (فعل) انتخاب شدن توسط رأی مردم.

    • “Americans will vote to elect a new President.” (آمریکایی‌ها برای انتخاب رئیس‌جمهور جدید رأی می‌دهند.)
  6. ELECTION (انتخابات): (اسم) فرآیند انتخاب دولت یا رهبر جدید.

    • “Elections are held every few years.” (انتخابات هر چند سال یک‌بار برگزار می‌شود.)
  7. ELECTION CAMPAIGN (کمپین انتخاباتی): (اسم) تلاش سازمان‌یافته برای کسب قدرت توسط یک حزب سیاسی.

    • “Political campaigns can be very expensive.” (کمپین‌های انتخاباتی می‌توانند بسیار پرهزینه باشند.)
  8. ELECTORATE (رأی‌دهندگان): (اسم) کل افرادی که حق رأی دارند.

    • “The party is trying to win over the electorate.” (حزب تلاش می‌کند تا رأی‌دهندگان را به دست آورد.)
  9. LAW (قانون): (اسم) قانونی که توسط دولت وضع شده است.

    • “The government introduced a new law.” (دولت قانون جدیدی را معرفی کرد.)
  10. THE OPPOSITION (اپوزیسیون): (اسم) حزب سیاسی که در قدرت نیست.

    • “The opposition critiques the government’s policies.” (اپوزیسیون سیاست‌های دولت را نقد می‌کند.)
  11. POLITICS (سیاست): (اسم) فرآیند تصمیم‌گیری در مورد اداره کشور.

    • “He is very interested in politics.” (او خیلی به سیاست علاقه‌مند است.)
  12. POLICY (سیاست): (اسم) طرح یا راهنما که یک حزب یا گروه سیاسی تصمیم می‌گیرد.

    • “The party’s policy is to lower taxes.” (سیاست حزب، کاهش مالیات است.)
  13. POLITICIAN (سیاستمدار): (اسم) فردی که در سیاست کار می‌کند.

    • “She is a well-known politician.” (او یک سیاستمدار شناخته‌شده است.)
  14. POLITICAL PARTY (حزب سیاسی): (اسم) گروهی با دیدگاه‌ها و عقاید مشترک.

    • “There are many political parties in this country.” (در این کشور احزاب سیاسی زیادی وجود دارد.)
  15. PRIME MINISTER / PRESIDENT (نخست‌وزیر / رئیس‌جمهور): (اسم) رهبر کشور.

    • “The Prime Minister addressed the nation.” (نخست‌وزیر با ملت صحبت کرد.)
  16. TO RUN (برای نامزدی تلاش کردن): (فعل) تلاش برای نامزد شدن در انتخابات.

    • “He is running for President.” (او برای ریاست‌جمهوری نامزد شده است.)
  17. SPIN (چرخش، فریب دادن): (فعل / اسم) تلاش برای ارائه اطلاعات به گونه‌ای که به نفع شما باشد.

    • “The government is trying to put a positive spin.” (دولت در تلاش است تا یک دید مثبت ایجاد کند.)
  18. TURN-OUT (مشارکت): (اسم) تعداد افرادی که در انتخابات رأی می‌دهند.

    • “Voter turn-out was very high.” (مشارکت رأی‌دهندگان بسیار بالا بود.)
  19. TO VOTE (رأی دادن): (فعل) انتخاب کردن یک فرد یا حزب در انتخابات.

    • “Everyone should vote in the election.” (همه باید در انتخابات رأی دهند.)
  20. VOTE (رأی): (اسم) عمل رأی دادن یا نتیجه آن.

    • “The vote was very close.” (رأی بسیار نزدیک بود.)

چگونه این اصطلاحات به فهم اخبار کمک می‌کنند

با یادگیری این اصطلاحات، شما می‌توانید اخبار سیاسی را با دقت بیشتری دنبال کنید، مقالات و تحلیل‌های سیاسی را بهتر درک کنید و در بحث‌ها و گفت‌وگوهای مربوط به سیاست، فعال‌تر و آگاهانه‌تر شرکت کنید.

تمرین و کاربرد اصطلاحات در جمله

برای تسلط بر این اصطلاحات، سعی کنید آن‌ها را در جملات خود به کار ببرید و یا اخبار را با استفاده از آن‌ها مرور کنید. این تمرین به شما کمک می‌کند تا درک عمیق‌تری از این اصطلاحات پیدا کنید و به راحتی از آن‌ها در مکالمات خود استفاده کنید.

برای یادگیری بیشتر و تقویت مهارت‌های زبانی خود، به دوره‌های آموزشی موسسه زبان پارسا مراجعه کنید و از فرصت‌های یادگیری این موسسه بهره‌مند شوید.