بهترین آموزشگاه زبان انگلیسی شیراز
کالوکیشن های MAKE در انگلیسی: راهنمای جامع برای یادگیری و استفاده صحیح
در دنیای زبان انگلیسی، یادگیری collocations (همایندها) یکی از مهمترین گامها برای رسیدن به تسلط و روانی در گفتار و نوشتار است. کالوکیشن ها در واقع ترکیباتی از کلمات هستند که معمولاً با هم استفاده میشوند و معانی خاصی را ایجاد میکنند. یکی از پرکاربردترین و مهمترین افعال در این زمینه، فعل make است.
مقاله زیر به بررسی کالوکیشن های فعل make میپردازد و به شما کمک میکند تا با کاربردهای متنوع آن آشنا شوید و بتوانید به درستی از این فعل در موقعیتهای مختلف استفاده کنید.
چرا یادگیری کالوکیشن های make مهم است؟
استفاده صحیح از کالوکیشن ها باعث میشود:
- طبیعیتر صحبت کنید: استفاده از کالوکیشن های رایج، زبان شما را به زبان مادریها نزدیکتر میکند.
- منظورتان را واضحتر برسانید: کالوکیشن ها به شما کمک میکنند تا ایدهها و افکارتان را به طور دقیق و موثر بیان کنید.
- درک بهتری از زبان داشته باشید: با یادگیری کالوکیشن ها، درک مطلب شما در هنگام خواندن و شنیدن نیز بهبود مییابد.
- نمره بهتری در آزمونها بگیرید: در آزمونهای زبان، استفاده صحیح از کالوکیشن ها میتواند تاثیر مثبتی بر نمره شما داشته باشد.
کالوکیشن های پرکاربرد make
فعل make میتواند با کلمات مختلف ترکیب شده و معانی گوناگونی را ایجاد کند. در ادامه، تعدادی از رایجترین کالوکیشن های make را در دستهبندیهای مختلف بررسی میکنیم:
1. کالوکیشن های make مربوط به غذا
| ترجمه فارسی | مثال | ترجمه |
|---|---|---|
| صبحانه/نهار/شام درست کردن | make breakfast/lunch/dinner | مادرم همیشه ساعت 8 شب شام درست میکند. My mom always makes dinner at 8 o’clock in the evening. |
| یک فنجان چای/قهوه درست کردن | Make a cup of tea/coffee | آیا دوست دارید برایتان یک فنجان چای درست کنم؟ Would you like me to make you a cup of tea? |
| کیک پختن (درست کردن) | Make a cake | میخواهم برای تولد دوستم یک کیک بپزم (درست کنم). I’m going to make a cake for my friend’s birthday. |
2. کالوکیشن های make مربوط به پول
| ترجمه فارسی | مثال | ترجمه |
|---|---|---|
| پول درآوردن | make money | من از شغلم لذت میبرم، اما درآمد زیادی ندارم. I enjoy my job, but I don’t make very much money. |
| سود بردن | make a profit | این شرکت جدید، در سال اولش سود زیادی برد. The new company made a large profit within its first year. |
| به دست آوردن [مقدار پول] | make $[amount] | من از فروش سیدیهای قدیمیام در اینترنت 250 دلار به دست آوردم. I made $250 selling my old CDs on the internet. |
| درآمد داشتن / زندگی چرخاندن | Make a living | او به دنبال یک شغل دوم است تا از پس مخارج زندگی برآید. She is looking for a second job to make a living. |
| ثروت به دست آوردن | make a fortune | او بعد از اینکه کتابش به شماره یک در فهرست پرفروشها رسید، ثروت زیادی به دست آورد. He made a fortune after his book hit #1 on the bestseller list. |
3. کالوکیشن های make مربوط به روابط
| ترجمه فارسی | مثال | ترجمه |
|---|---|---|
| دوست شدن / دوست پیدا کردن | Make friends | زمانی که به یک شهر بزرگ نقل مکان میکنید، سخت است که دوستان جدید پیدا کنید. It’s hard to make friends when you move to a big city. |
| کسی را مسخره کردن | Make fun of someone | آنها بخاطر لحجهاش، او را مسخره میکردند. They were making fun of him for his accent. |
| جبران کردن / آشتی کردن | Make up | کارن و جنیفر بعد از دعوای بزرگی که هفته گذشته داشتند، آشتی کردند. Karen and Jennifer made up after the big fight they had last week. |
| شوخی کردن | Make a joke | پسرعموی من در گفتن شوخیهای خندهدار بسیار توانمند است. My cousin is very capable of making funny jokes. |
| به توافق رسیدن / ترتیب دادن / هماهنگ کردن | Make an arrangement | ما باید هماهنگیهای جلسه را انجام دهیم. We need to make an arrangement for the meeting. |
| تأثیر گذاشتن | Make an impression | او میخواست تأثیر خوبی بر روی همکاران جدیدش بگذارد. He wanted to make a good impression on his new colleagues. |
| آشتی کردن / به صلح و آرامش رسیدن | Make peace | کشورها در حال تلاش برای برقراری صلح بعد از سالها درگیری هستند. The countries are working to make peace after years of conflict. |
| کسی را عصبانی/ناراحت/خوشحال کردن | Make someone angry/ mad/ happy/ sad | او با رفتار خود من را عصبانی کرد. He made me angry with his behavior |
| تماس گرفتن | Make a call | باید یک تماس بگیرم تا رزرو را تایید کنم. I need to make a call to confirm the reservation. |
| اعتراف کردن | Make a confession | او به پلیس اعتراف کرد. He made a confession to the police. |
| قول دادن | Make a promise | او قول داد که دیگر سر وقت برسد. He made a promise to be on time. |
| جبران کردن | Make amends | او تلاش کرد با عذرخواهی اشتباهش را جبران بکند. He tried to make amends for his mistake by apologizing. |
| بهانه آوردن | Make an excuse | او بهانهای آورد تا از شرکت در جلسه خودداری کند. She made an excuse to avoid attending the meeting. |
| اعتراض کردن | Make an objection | وکلا میتوانند در دادگاه اعتراض کنند. Lawyers can make an objection in the court of law. |
| ارتباط برقرار کردن | Make contact | او بالاخره با دوست قدیمیاش ارتباط برقرار کرد. She finally made contact with her old friend. |
| شکایت کردن | Make a complaint | اگر از خدمات راضی نیستید، میتوانید به مدیر شکایت کنید. If you’re not satisfied with the service, you can make a complaint to the manager. |
| جنجال به پا کردن | Make a fuss | نیاز نیست که درباره چنین مسئلهی جزئی هیاهو کنید. There’s no need to make a fuss over such a minor issue. |
4. کالوکیشنهای make مربوط به برنامهها و پیشرفت
| ترجمه فارسی | مثال | ترجمه |
|---|---|---|
| برنامه ریزی کردن | Make plans | ما داریم برای سفر به استرالیا در سال آینده برنامهریزی میکنیم. We’re making plans to travel to Australia next year. |
| تصمیم گرفتن/ انتخاب کردن | Make a decision/choice | من نیاز دارم تصمیم بگیرم که کدام پیشنهاد شغلی را قبول کنم. I need to make a decision about which job offer to accept. |
| اشتباه کردن | Make a mistake | تو در حساب کتابهایت اشتباه کردی. You made a few mistakes in your calculations. |
| پیشرفت کردن | Make progress | دانشآموزان من پیشرفت خوبی داشتهاند. My students are making good progress. |
| تلاش کردن | Make an attempt / effort | دارم تلاش میکنم که امسال سیگار را ترک کنم. I’m making an effort to stop smoking this year. |
| تصمیم نهایی را گرفتن | Make up your mind | آیا باید یک کامپیوتر دسکتاپ بخرم یا لپتاپ؟ نمیتوانم تصمیم نهاییم را بگیرم. Should I buy a desktop or a laptop computer? I can’t make up my mind. |
| کشف کردن | Make a discovery | دانشمندان کشف مهمی در زمینه ژنتیک انجام دادهاند. Scientists have made an important discovery in the area of genetics. |
| فهرست تهیه کردن | Make a list | دارم فهرستی از همه چیزهایی که برای عروسی نیاز داریم تهیه میکنم. I’m making a list of everything we need for the wedding. |
| اطمینان حاصل کردن | Make sure | آیا میتوانیم مطمئن شوی که تعداد کافی کپی از گزارش برای همه شرکتکنندگان در جلسه داریم؟ Can you make sure we have enough copies of the report for everybody at the meeting? |
| فرق ایجاد کردن / تأثیر گذاشتن | Make a difference | دریافت هشت ساعت خواب تأثیر زیادی در روز من دارد. Getting eight hours of sleep makes a big difference in my day. |
| استثنا قائل شدن | Make an exception | معمولاً معلم تکالیف به تعویق افتاده را نمیپذیرد، اما او برای من استثنا قائل شد. Normally the teacher doesn’t accept late homework, but she made an exception for me. |
| قرارداد بستن | Make a contract | ما نیاز داریم قبل از شروع پروژه قرارداد ببندیم. We need to make a contract before starting the project. |
| معامله کردن / توافق کردن | Make a deal | ما توانستیم با تامینکننده برای کاهش قیمت معامله کنیم. We were able to make a deal with the supplier for a lower price. |
| اقدام کردن | Make a move | او اقدام کرد تا موقعیتش را در شرکت بهبود بخشد. He made a move to improve his position in the company. |
| نکتهای را مطرح کردن | Make a point | او نکتهای درباره اهمیت کار تیمی بیان کرد. She made a point about the importance of team work. |
برای اطلاعات بیشتر و تمرین بیشتر می توانید به وبسایت موسسه زبان پارسا مراجعه کنید.
نتیجه گیری
فعل make یکی از پرکاربردترین افعال در زبان انگلیسی است و یادگیری کالوکیشن های آن برای برقراری ارتباط موثر و روان ضروری است. با تمرین و استفاده از این مقاله، شما میتوانید دایره لغات خود را گسترش دهید و به تسلط بیشتری در زبان انگلیسی برسید. تمرین مستمر، خواندن متون انگلیسی و استفاده از این کالوکیشن ها در مکالمات روزمره، به شما کمک میکند تا در استفاده از فعل make مهارت پیدا کنید.
تمرین
برای ارزیابی درک خود از کالوکیشن های make، به سوالات زیر پاسخ دهید:
- What does it mean to “make a decision”?
a) To organize a party
b) To take a vacation
c) To choose between different options
d) To sign a contract - Which of the following best describes “make an effort”?
a) To take a break
b) To receive a reward
c) To enjoy leisure time
d) To try hard to achieve something - What does it mean to “make a discovery”?
a) To find something new or unknown
b) To finish a project
c) To plan an event
d) To prepare a meal - When you “make a complaint,” what are you doing?
a) Apologizing for a mistake
b) Expressing dissatisfaction about a service
c) Making a reservation
d) Offering a gift - What does it mean to “make an exception”?
a) To follow the rules strictly
b) To allow something that is normally not allowed
c) To celebrate a special occasion
d) To delegate a task to someone else - What does it mean to “make a list”?
a) To create a written record of items or tasks
b) To read a book
c) To cook dinner
d) To organize a party - When you “make a point” in a discussion, you are:
a) Taking a break
b) Organizing files
c) Delegating tasks
d) Expressing a significant idea or argument - What does it mean to “make sure”?
a) To verify that something is correct or in place
b) To forget about a task
c) To cancel a meeting
d) To take a nap - What does it mean to “make progress”?
a) To take a step backward
b) To face difficulties
c) To advance or improve in a task or project
d) To receive feedback - Which of the following best describes “make an attempt”?
a) To evaluate a project
b) To finish a job
c) To celebrate a success
d) To try to achieve something, often with effort
Answer key:
- C
- D
- A
- B
- B
- A
- D
- A
- C
- D
برای اطلاعات بیشتر در مورد یادگیری زبان، به موسسه زبان پارسا مراجعه کنید.