سلام رفقا! امروز اومدیم یه چیزی رو با هم یاد بگیریم که حسابی به دردتون میخوره توی انگلیسی حرف زدن، اونم کالوکیشنهای فعل go هستش. اصلا نگران نباشید، سخت نیست، فقط کافیه یه کم دقت کنید و با من همراه باشید. قبل از هر چیزی، اگه دوست دارین زبانتون رو حسابی تقویت کنید، حتماً یه سر به وبسایت پارسا بزنید. پر از دورههای آموزشی عالیه و کلی هم اطلاعات مفید اونجا پیدا میکنید.
کالوکیشنهای جذاب «go» که باید بشناسید!
اول از همه، بریم سراغ اصل مطلب، کالوکیشن چیه؟ کالوکیشن یعنی چی؟ یعنی کلماتی که معمولاً با هم میان. مثل رفیقای صمیمی که همیشه با هم هستن. وقتی شما کالوکیشنها رو یاد میگیرید، دیگه مثل یه بومی زبان حرف میزنید، درک مطلبتون هم خیلی بهتر میشه و کلی کلمه جدید یاد میگیرید. خب، بریم سراغ فعل go و کالوکیشنهاش:
با اسمها رفیق میشه!
اولین دسته، ترکیب go با اسمهاست. اینا خیلی پرکاربرد هستن و توی مکالمههای روزمره کلی استفاده میشن. حالا، بعضی از این ترکیبها رو با هم مرور میکنیم:
- Go abroad / overseas: یعنی رفتن به خارج از کشور. مثلاً: “من تابستون میرم خارج.”
- Go ahead: یعنی ادامه دادن یا پیش رفتن. مثلاً: “اگه مطمئنی، ادامه بده.”
- Go away: یعنی دور شدن یا رفتن. مثلاً: “لطفاً چند روزی برو یه جایی.”
- Go home: یعنی رفتن به خانه. خب این که دیگه مشخصه! “من بعد از یه روز طولانی دارم میرم خونه.”
- Go north/ south/ east/ west: یعنی رفتن به سمت شمال، جنوب، شرق یا غرب. مثلاً: “اگه بری شمال، به کوهها میرسی.”
- Go fishing: یعنی رفتن ماهیگیری. “ما آخر هفته میخوایم بریم ماهیگیری.”
- Go shopping: یعنی رفتن خرید. “دوست داری آخر هفته بریم خرید؟”
- Go jogging/ running: یعنی رفتن برای دویدن. “من صبحا میرم برای سلامتی دویدن.”
- Go swimming: یعنی رفتن شنا. “تابستونا، میرم استخر شنا میکنم.”
- Go dancing: یعنی رفتن رقص. “ما شبای شنبه میریم رقص.”
- Go bankrupt: یعنی ورشکست شدن. “شرکتش به خاطر بدهیهای زیاد ورشکست شد.”
- Go downtown: یعنی رفتن به مرکز شهر. “امروز بعد از ظهر میخوام برم مرکز شهر.”
با صفتها، تغییر حالت رو نشون میده!
حالا میریم سراغ ترکیب go با صفتها. اینا بیشتر تغییر حالت یا وضعیت رو نشون میدن. مثلاً:
- Go up / down: یعنی بالا رفتن یا پایین اومدن. “لطفاً با آسانسور برو طبقه بالا.”
- Go right/ left/ straight: یعنی رفتن به راست، چپ یا مستقیم. “سر چهارراه بپیچ به چپ.”
- Go happy: یعنی خوشحال شدن. “همیشه بعد از دیدن دوستاش خوشحال میشه.”
- Go bad: یعنی خراب شدن. “شیر توی یخچال خراب شده.”
- Go missing: یعنی گم شدن. “دو روز پیش گم شد و هنوز پیداش نکردن.”
- Go astray: یعنی گمراه شدن. “توی جنگل گم شد و نتونست راه خونه رو پیدا کنه.”
- Go bald: یعنی طاس شدن یا کچل شدن. “به زودی به خاطر سنش کچل میشه.”
- Go blind: یعنی نابینا شدن. “به خاطر یه بیماری نابینا شد.”
- Go deaf: یعنی ناشنوا شدن. “به تدریج به خاطر سنش ناشنوا شده.”
- Go insane: یعنی دیوونه شدن. “بعد از تحمل فشار زیاد، دیوونه شد.”
- Go wild: یعنی دیوانهوار رفتار کردن. “بچهها وقتی به پارک رسیدن، دیوونه بازی درآوردن.”
- Go viral: یعنی خبرساز شدن. “ویدیوش سریع توی اینترنت پخش شد.”
- Go online: یعنی آنلاین شدن. “من هر روز صبح میرم آنلاین که اخبار رو بخونم.”
- Go global: یعنی جهانی شدن. “این برند داره سریع جهانی میشه.”
- Go quiet: یعنی ساکت شدن. “همه وقتی معلم اومد توی کلاس ساکت شدن.”
- Go back: یعنی برگشتن. “من هرچه سریعتر برمیگردم.”
با to و اسم، مقصد رو نشون میده!
این دسته نشون میده که شما به کجا میرید یا به چه چیزی میرسید.
- Go to sleep: یعنی خوابیدن. “باید امشب زود بخوابی تا سرحال بشی.”
- Go to bed: یعنی رفتن به رختخواب. “من معمولاً ساعت ۱۱ شب میرم رختخواب.”
- Go to work: یعنی رفتن سر کار. “باید صبح زود بره سر کار.”
- Go to school: یعنی رفتن به مدرسه. “بچههام هر روز با اتوبوس میرن مدرسه.”
- Go to the store: یعنی رفتن به فروشگاه. “باید برم فروشگاه شیر بخرم.”
- Go to England/ Chile/ {country}: یعنی رفتن به انگلیس، شیلی یا هر کشور دیگه. “ما امسال میخوایم بریم انگلستان برای تعطیلات.”
- Go to church/ mosque/ temple: یعنی رفتن به کلیسا، مسجد یا معبد. “اونا هر یکشنبه میرن کلیسا.”
- Go to college/ university: یعنی رفتن به کالج یا دانشگاه. “بعد از دبیرستان، تصمیم گرفت بره دانشگاه.”
- Go to extremes: یعنی به حد افراط رسیدن. “بعضیها برای رسیدن به هدفشون به حد افراط میرن.”
- Go to prison/ jail: یعنی رفتن به زندان. “به سه سال زندان محکوم شد.”
- Go to hell: یعنی به جهنم رفتن (توهین). “به دشمنانش گفت برن به جهنم.”
- Go (a) coffee shop: یعنی رفتن به کافه. “بریم یه کافه یه چیزی بخوریم.”
- Go to (a) concert: یعنی رفتن به کنسرت. “میخوام آخر هفته برم کنسرت.”
- Go to (a) exhibition: یعنی رفتن به نمایشگاه. “باید بریم نمایشگاه توی گالری.”
- Go to (a) festival: یعنی رفتن به جشنواره. “هیجان دارن که امسال تابستون برن جشنواره موسیقی.”
- Go to (a) meeting: یعنی رفتن به جلسه. “باید ساعت ۲ برم جلسه.”
- Go to (a) party: یعنی رفتن به مهمونی. “تو هم میری مهمونی شنبه شب؟”
- Go to (a) restaurant: یعنی رفتن به رستوران. “بریم امشب شام بریم رستوران.”
- Go to (a) wedding: یعنی رفتن به عروسی. “دعوت شدم که ماه بعد برم عروسی.”
با on و to و فعل، از یه کار به کار دیگه میریم!
حالا میرسیم به ترکیبایی که نشون میدن شما از یه کار به کار دیگه میرید یا یه تغییری ایجاد میشه.
- Go on to college: یعنی رفتن به کالج. “بعد از فارغالتحصیلی از دبیرستان، تصمیم گرفت بره کالج.”
- Go on to university: یعنی رفتن به دانشگاه. “بسیاری از دانشآموزان بعد از اتمام A-level به دانشگاه میروند.”
- Go on to graduate school: یعنی رفتن به مقطع تحصیلات تکمیلی. “قصد داره بعد از گرفتن مدرک لیسانس، به تحصیلات تکمیلی بره.”
- Go on to a new job: یعنی رفتن به یه شغل جدید. “بعد از پنج سال کار در خردهفروشی، تصمیم گرفت به یه شغل جدید در بازاریابی بره.”
- Go on to become: یعنی تبدیل شدن به … “او کارش رو به عنوان کارآموز شروع کرد و بعداً مدیر عامل شرکت شد.”
- Go on to win: یعنی برنده شدن. “تیم با یه شروع سخت شروع کرد، اما در نهایت قهرمان شد.”
- Go on to explain: یعنی توضیح دادن … “استاد به توضیح مفصل نظریههای پیچیده ادامه داد.”
- Go on to share: یعنی به اشتراک گذاشتن … “بعد از تموم شدن داستانش، به اشتراک گذاشتن نظراتش در مورد این موضوع ادامه داد.”
- Go on to discuss: یعنی بحث کردن درباره … “آنها به بحث در مورد مسائل مهمی که جامعه با آن روبرو بود ادامه دادند.”
- Go on to lead: یعنی رهبری کردن … “در طول دوران کاریاش، چندین پروژه موفق را رهبری کرد.”
با for، هدف و انتخاب رو نشون میده!
و آخرین دستهبندی، ترکیب go با for هست که هدف، انتخاب یا آرزو رو نشون میده.
- Go for a walk: یعنی پیادهروی کردن. “من دوست دارم عصرها پیادهروی کنم.”
- Go for a run: یعنی دویدن. “او معمولاً صبحها میدوید.”
- Go for lunch: یعنی رفتن برای ناهار. “بریم توی اون رستوران جدید ناهار بخوریم.”
- Go for a drive: یعنی رانندگی کردن. “آنها تصمیم گرفتند در حومه شهر رانندگی کنند.”
- Go for broke: یعنی ریسک کردن یا همه چیز رو روی یه کارت گذاشتن. “او تصمیم گرفت ریسک کنه و تمام پساندازش رو توی اون کسبوکار سرمایهگذاری کنه.”
- Go for it: یعنی اقدام کردن. “اگه واقعاً میخوای مسافرت کنی، فقط اقدام کن!”
- Go for help: یعنی کمک گرفتن. “وقتی به مشکل میخوری، اشکالی نداره کمک بگیری.”
- Go for quality: یعنی انتخاب کیفیت. “وقتی وسایل برقی میخری، بهتره کیفیت رو انتخاب کنی نه قیمت رو.”
- Go for a goal: یعنی رسیدن به هدف. “تصمیم گرفت به هدفش که تکمیل ماراتن بود برسه.”
- Go for a change: یعنی به تغییر روی آوردن. “خوبه که گاهی اوقات به فکر تغییر باشیم.”
امیدوارم از این مقاله کلی استفاده کرده باشید. با تمرین و تکرار، این کالوکیشنها رو ملکه ذهنتون کنید و دیگه با اعتماد به نفس انگلیسی صحبت کنید. یادتون نره، اگه دوست دارید توی زبان انگلیسی حرفهای بشید، یه سری هم به پارسا بزنید، دورههاشون حرف نداره!
کالوکیشن های فعل go: راهنمای جامع و کاربردی
موسسه زبان پارسا شیراز