اصطلاحات باحال انگلیسی درباره ازدواج و روابط؟!

بهترین آموزشگاه زبان انگلیسی شیراز

توی این مقاله کلی اصطلاح باحال انگلیسی درباره ازدواج، روابط احساسی و دوستی یاد میگیری! چطوری کات کنیم؟ چطوری مخ بزنیم؟ همه رو بهت میگم!

اصطلاحات انگلیسی در مورد ازدواج و روابط احساسی + ترجمه فارسی

حالا بیا یه کم خودمونی شیم و ببینیم چطوری می‌تونیم درباره ازدواج و این چیزا انگلیسی حرف بزنیم! تو دنیای امروز، فهمیدن روابط خیلی مهمه، چه با دوستت باشی چه تو محیط کار. انگلیسی هم که زبون همه‌ست، پس یاد بگیریم چی به چیه!

ما تو این مقاله از موسسه زبان پارسا می‌خوایم اصطلاحات مربوط به ازدواج و روابط رو بررسی کنیم و معادل فارسیشون رو هم بگیم که قشنگ متوجه بشی. ردیفه؟ پس بزن بریم! اگه هم خواستی انگلیسی رو حرفه‌ای یاد بگیری، یه سر به سایت ما بزن.

سرفصل‌های مقاله

  • اصطلاحات انگلیسی در مورد ازدواج
  • اصطلاحات انگلیسی در روابط احساسی
  • اصطلاحات انگلیسی در روابط دوستی

اصطلاحات انگلیسی در مورد ازدواج

خب، یکیمون که بالاخره باید ازدواج کنه دیگه! تو انگلیسی هم کلی اصطلاح باحال واسه این قضیه هست:

1. ماچ شدن (ازدواج کردن):

برای اینکه بگی کسی داره ازدواج می‌کنه، این فعل‌ها رو بیار وسط:

  • get married: یعنی “دارن ازدواج می‌کنند”.
  • marry: اینم همون معنی رو می‌ده، ولی یکم رسمیه.

نکته: فعل “marry” خودش کامله و لازم نیست “ed” بچسبونی تهش تو زمان حال ساده.

مثال:

  • They’ll get married in September. (اینا شهریور ماچ میشن.)
  • Will you marry me? (با من میای خونه بخت؟)
  • He wants to marry me. (می‌خواد منو بگیره.)

2. کات کردن (به هم زدن رابطه):

وقتی یه رابطه تموم میشه، می‌تونی از فعل خفن split up استفاده کنی.

مثال:

  • Kathy and John will split up soon. (کتی و جان به زودی کات میکنن.)
  • Why did Paris and Benji split up? (چرا پاریس و بنجی کات کردن؟)

3. جدا شدن (طلاق گرفتن):

ولی اگه کار به جاهای باریک کشید و ازدواج رسمی بود، به جای “split up” از فعل divorce استفاده کن.

مثال:

  • Paris and Benji divorced. (پاریس و بنجی طلاق گرفتن.)
  • They are divorced now. (الان دیگه جدا شدن.)

4. قبلی (همسر سابق):

برای اینکه بگی کی قبلاً همسرت بوده، از پیشوند ex- استفاده کن:

  • Ex-husband: شوهر قبلی
  • Ex-wife: زن قبلی

مثال:

  • Alex is my ex-husband. (الکس شوهر سابقمه.)

5. جوجه (داشتن فرزند):

اگه خواستی بگی بچه دارین، بگو have a baby.

مثال:

  • We have two babies. (ما دوتا جوجه داریم.)
  • Do Paris and Benji have a baby? (پاریس و بنجی جوجه دارن؟)

اگه میخوای این اصطلاحات رو تو فیلم و سریالای خارجی قشنگ متوجه بشی، باید زبانتو قوی کنی! کلاس های انگلیسی موسسه زبان پارسا دقیقا به همین درد میخوره!

اصطلاحات انگلیسی در روابط احساسی

روابط احساسی یه بخش بزرگ از زندگی ماست. اینم چندتا اصطلاح مربوط به این موضوع روونه می‌کنم:

1. رابطه (Relationship):

کلمه “relationship” یعنی رابطه. فعلش هم have هست. صفت‌هایی که باهاش میاد یا خوبه (good) یا بده (bad).

مثال:

  • We have a good relationship. (ما رابطه خوبی داریم.)
  • Ali has a bad relationship with his father. (علی با باباش بده.)

این کلمه رو برای روابط زن و مرد هم استفاده می‌کنن و با فعل to be میاد.

مثال:

  • Jack and Kara are in a relationship. (جک و کارا با همن.)

2. با هم بودن (Be together):

فعل be together هم یعنی با هم بودن دیگه!

مثال:

  • Fred and Nancy are together. (فرد و نانسی با همن.)
  • Are Philip and Kathy together? (فیلیپ و کتی با همن؟)

3. کاپل (Couple):

کلمه couple یعنی زوج. واسه اوناییکه زن و شوهرن یا خیلی جدی با همن استفاده میشه.

مثال:

  • Some couples come here for holidays. (یه سری زوجا واسه تعطیلات میان اینجا.)

4. پارتنر (Partner):

کلمه partner یعنی شریک. ممکنه دوستت باشه، زنت باشه یا شوهرت.

مثال:

  • Max is my partner. (مکس پارتنرمه.)
  • Is Becky your partner? (بکی پارتنرته؟)

5. مخ زدن (Go out with someone):

اگه با یکی رفتی بیرون و باهاش وارد یه رابطه شدی، میگن go out with someone.

مثال:

  • I started going out with Peter. (من با پیتر رفتم تو فاز.)

6. آشنا شدن (Get to know someone):

وقتی تازه می‌خوای با یکی آشنا شی، از get to know someone استفاده کن.

مثال:

  • I’d like to get to know him more! (می‌خوام بیشتر باهاش آشنا شم!)
  • It was easy for us to get to know each other. (راحت با هم آشنا شدیم.)

اصطلاحات انگلیسی در روابط دوستی

دوستامونم که جای خود دارن!

1. رفیق (Friend):

کلمه friend یعنی رفیق. فعل معمولیش هم have هست.

مثال:

  • I have some friends. (من چند تا رفیق دارم.)
  • Do you have an old friend? (دوست قدیمی داری؟)

2. دیدن (Meet):

وقتی یکی رو اولین بار می‌بینی، از فعل meet استفاده کن.

مثال:

  • Tina and I met at school. (من و تینا تو مدرسه دیدیم همو.)

3. جور بودن (Get on well with somebody):

اگه با یکی خیلی جوری، میگن get on well with somebody.

مثال:

  • Sophie gets on well with Gemma. (سوفی با جما خیلی جوره.)
  • I don’t get on well with my neighbor! (من با همسایه‌مون نمی‌سازم!)

4. قرار گذاشتن (See each other):

واسه اینکه با دوستات قرار بذاری، از see each other استفاده کن.

مثال:

  • We don’t see each other very often. (خیلی همدیگه رو نمی‌بینیم.)

5. صمیمی (Best friend/Close friend):

مثال:

  • Samantha is my mother’s close friend. (سامانتا دوست صمیمی مامانمه.)

حالا که تا اینجا اومدی، یه سر هم به بقیه زبان‌هایی که تو موسسه زبان پارسا تدریس میشه بزن، شاید دلت خواست یه زبون جدید یاد بگیری! آلمانی، فرانسوی، ترکی، کدومش؟

جمع‌بندی و گام بعدی

یاد گرفتن این اصطلاحات بهت کمک می‌کنه راحت‌تر انگلیسی حرف بزنی. اگه می‌خوای بیشتر یاد بگیری، از دوره‌های موسسه زبان پارسا استفاده کن. واسه شروع یادگیری بزن اینجا.

راستی! ما یه عالمه محتوای خفن تو اینستاگرام و یوتیوبمون داریم! از دستشون ندی! میتونی از اینجا پیداشون کنی: اینستاگرام پارسا و یوتیوب پارسا .

اگه سوالی هم داشتی، میتونی با این شماره ها باهامون تماس بگیری: 07132357641, 07132331829, 09013443574, 09173162644 . یا حضوری به آدرس ایران – استان فارس – شیراز – حدفاصل چهارراه بنفشه و چهارراه خلدبرین مراجعه کنی. منتظریم!

اصطلاحات باحال انگلیسی درباره ازدواج و روابط؟!
توی این مقاله کلی اصطلاح باحال انگلیسی درباره ازدواج، روابط احساسی و دوستی یاد میگیری! چطوری کات کنیم؟ چطوری مخ بزنیم؟ همه رو بهت میگم!
اصطلاحات انگلیسی, ازدواج, روابط احساسی, دوستی, زبان انگلیسی, آموزش زبان
موسسه زبان پارسا شیراز