همه چیز درباره قید مقدار و حالت تو انگلیسی (یه راهنمای توپ)

بهترین آموزشگاه زبان انگلیسی شیراز

سلام رفقا، من پارسا هستم، معلم زبانتون. امروز می‌خوایم یه کم خودمونی و باحال درباره قید مقدار (Degree Adverbs) و قید حالت (Manner Adverbs) تو انگلیسی گپ بزنیم. اصلا نگران نباشید، قراره همه چی رو قورت بدیم!

قید مقدار یا شدت (Adverbs of Degree): چقدر زیاده؟

فرض کن یه چیزی خیلی خوشمزه‌اس، خب؟ قید مقدار میاد نشون می‌ده این خوشمزگی چقدره! یعنی درجه و شدت یه چیز رو مشخص می‌کنه. این قیدها معمولا قبل از صفت یا قید دیگه میان، ولی خب قانون کلی نیست، یه جاهایی هم فرق داره!

یه سری از معروف‌تریناش اینان: too, enough, very, extremely, quite, rather, fairly, almost, just.

مثال:

کلمه تغییردهنده قید
The water was extremely cold. Extremely
The movie is quite interesting. Quite
He was just leaving. Just
She has almost finished. Almost
She is running very fast. Very
You are running fast enough. Enough

می‌بینید؟ قیدها چقدر باحال شدت یه چیز رو نشون می‌دن!

ENOUGH: به اندازه کافی

کلمه “enough” هم قیده، هم یه جور تعیین‌کننده‌اس (Determiner). بریم ببینیم چه جوری کار می‌کنه:

Enough به عنوان قید

وقتی “enough” قیده، یعنی “به اندازه کافی” و بعد از صفت یا قید میاد. تو جمله های مثبت و منفی هم میشه ازش استفاده کرد.

مثال:

  • Is your coffee hot enough? (قهوه‌ات به اندازه کافی داغه؟)
  • This box isn’t big enough. (این جعبه به اندازه کافی بزرگ نیست.)
  • He didn’t work enough. (او به اندازه کافی کار نکرد.)
  • I got there early enough. (به اندازه کافی زود اونجا رسیدم.)

یه ساختار باحال: Enough + to + فعل

  • He didn’t work hard enough to pass the exam. (اونقدر سخت کار نکرد که امتحان رو پاس کنه.)
  • Is your coffee hot enough to drink? (قهوه‌ات اونقدر داغه که بتونی بخوریش؟)

یه ساختار باحال تر: Enough + for someone / for something

  • The dress was big enough for me. (لباس برای من به اندازه کافی گشاد بود.)
  • She’s not experienced enough for this job. (اون برای این شغل به اندازه کافی تجربه نداره.)

Enough به عنوان تعیین‌کننده (Determiner)

وقتی “enough” تعیین‌کننده‌اس، یعنی “به اندازه لازم” و قبل از اسم میاد. میتونه هم با اسم های قابل شمارش بیاد هم غیر قابل شمارش.

مثال:

  • We have enough bread. (ما نون به اندازه کافی داریم.)
  • You have enough children. (شما بچه به اندازه کافی دارید.)
  • They don’t have enough food. (اونها غذای کافی ندارن.)

TOO: بیش از حد

“Too” هم یه قیده که دو تا معنی باحال داره:

Too به معنی “همچنین”

اگه “too” به معنی “همچنین” باشه، ته جمله میاد.

مثال:

  • I would like to go swimming, too. (منم دلم میخواد برم شنا.)
  • Can we go to the zoo, too? (میشه ما هم بریم باغ وحش؟)

Too به معنی “بیش از حد”

اگه “too” به معنی “بیش از حد” باشه، قبل از صفت یا قید میاد. این “too” یه جورایی منفیه، یعنی یه چیزی از حدش گذشته!

مثال:

  • This coffee is too hot. (این قهوه خیلی داغه.)
  • He works too hard. (اون خیلی زیاد کار می‌کنه.)
  • Isn’t she too young? (اون خیلی جوون نیست؟)

یه ساختار باحال: Too + to + فعل

  • The coffee was too hot to drink. (قهوه خیلی داغ بود که بشه خوردش.)
  • I’m too tired to go out tonight. (من خیلی خسته‌ام که امشب برم بیرون.)

یه ساختار باحال تر: Too + for someone / for something

  • The coffee was too hot for me. (قهوه برای من خیلی داغ بود.)
  • The dress was too small for her. (لباس برای اون خیلی کوچیک بود.)

اگه بخوام خیلی خودمونی بگم:

ببین دوست من، قید حالت مثل اینه که یه چیزی رو با چه وضعیتی انجام میدی. مثلا، “آروم”، “سریع”، “خوشحال” اینا همه قید حالتن.

حالا یه خبر مهم! معمولا قید حالت ها رو میذاریم بعد از فعل اصلی یا بعد از مفعول. یعنی چی؟ یعنی اینجوری:

  • He swims well. (اون خوب شنا میکنه.)
  • He ran quickly. (اون سریع دوید.)
  • She spoke softly. (اون آروم صحبت کرد.)

یه نکته کوچولو: قید حالت نباید بیاد وسط فعل و مفعول مستقیم!

کجا بذاریم این قید حالت رو؟

ببینید جایگاه قید حالت توی جمله خیلی مهمه. یه جاهایی حسابی جواب میده، یه جاهایی هم نه. بیاین با هم چند تا از این جاها رو بررسی کنیم:

  1. بعد از فعل اصلی: این یه جایگاه خیلی معموله. مثلا:

    • She sings beautifully. (اون خیلی زیبا میخونه.)
  2. بعد از مفعول: اینم بد نیست. مثلا:

    • He ate the cake greedily. (اون با حرص کیک رو خورد.)
  3. قبل از فعل: این یکم خاصه، ولی باحاله. مثلا:

    • She quickly finished her work. (اون سریع کارش رو تموم کرد.)
  4. اول جمله (برای تاکید): این دیگه آخرشه! مثلا:

    • Carefully, he opened the package. (با دقت بسته رو باز کرد.)

قید حالت و حرف اضافه

یه نکته دیگه هم هست. اگه قبل از مفعول حرف اضافه داشته باشیم، قید میتونه قبل از حرف اضافه یا بعد از مفعول بیاد. یعنی:

  • The child ran happily towards his mom.
  • The child ran towards his mom happily.

به نظر من، اینا خیلی مهم بودن. امیدوارم حسابی به دردتون بخوره و باهاش کلی کیف کنین!

همه چیز درباره قید مقدار و حالت تو انگلیسی (یه راهنمای توپ)
قید مقدار, قید حالت, زبان انگلیسی, گرامر
موسسه زبان پارسا شیراز