بهترین آموزشگاه زبان انگلیسی شیراز
title: با مهمترین و پرکاربردترین افعال انگلیسی آشنا شوید!
description: در این مقاله، با 50 فعل پرکاربرد انگلیسی آشنا میشوید که در موقعیتهای مختلف روزمره، مدرسه، تجارت و سفر استفاده میشوند.
keywords: افعال انگلیسی، یادگیری زبان انگلیسی، آموزش زبان، افعال پرکاربرد، گرامر زبان انگلیسی
با مهمترین و پرکاربردترین افعال انگلیسی آشنا شوید!
یادگیری زبان انگلیسی میتواند چالشبرانگیز باشد، اما با تمرکز بر روی مباحث کلیدی مانند افعال، میتوانید به سرعت پیشرفت کنید. افعال، قلب تپندهی جملات هستند و بدون آنها، ارتباط برقرار کردن تقریباً غیرممکن است. در این مقاله، ما به بررسی 50 مورد از پرکاربردترین افعال انگلیسی میپردازیم که در موقعیتهای مختلف روزمره، مدرسه، تجارت و سفر به کار میآیند.
روشهای موثر برای یادگیری افعال انگلیسی
یادگیری افعال انگلیسی میتواند سرگرمکننده و جذاب باشد. در اینجا چند روش برای تمرین و یادگیری افعال ارائه میدهیم:
- بازی با افعال: کلمات را بر روی کاغذ بنویسید و آنها را داخل کلاه بگذارید. هر بار یک کاغذ بیرون بکشید و فعل را اجرا کنید. این بازی را میتوانید به صورت فردی یا با دوستان خود انجام دهید.
- استفاده از فلشکارتها: فلشکارتها روشی کلاسیک و موثر برای یادگیری هستند. کلمه انگلیسی را در یک طرف کارت بنویسید و معنی آن را در طرف دیگر (به زبان انگلیسی یا زبان مادری خودتان). میتوانید از برنامههایی مانند Memrise استفاده کنید. (لینک nofollow)
- نوشتن داستان کوتاه: با استفاده از افعالی که یاد گرفتهاید، یک داستان کوتاه بنویسید. این کار به شما کمک میکند تا کاربرد افعال را بهتر درک کنید و آنها را در جملات خود به کار ببرید.
50 فعل پرکاربرد انگلیسی به همراه مثال
در ادامه، 50 فعل پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثالهای کاربردی ارائه شده است. این افعال بر اساس دستهبندیهای مختلف، از جمله فعالیتهای روزمره، مدرسه، تجارت و مسافرت مرتب شدهاند:
افعال انگلیسی برای فعالیتهای روزمره
-
TO BE (بودن)
- معنی اول: بودن
- He is the only male cousin in his family. (او تنها پسر عموی خانوادهاش است.)
- معنی دوم: رخ دادن یا اتفاق افتادن
- The conference will be next Wednesday. (این کنفرانس چهارشنبه هفته آینده برگزار خواهد شد.)
- معنی اول: بودن
-
TO HAVE (داشتن)
- معنی اول: داشتن یا نگه داشتن
- I have two dogs. (من دو تا سگ دارم.)
- معنی دوم: تجربه کردن
- We had a good time at the restaurant last night. (دیشب در رستوران به ما خوش گذشت.)
- معنی اول: داشتن یا نگه داشتن
-
TO ASK (پرسیدن)
- معنی اول: گفتن چیزی برای کسب اطلاعات
- Did you ask the teacher when your homework assignment is due? (آیا از معلم پرسیدید که تکلیف شما چه زمانی است؟)
- معنی دوم: درخواست چیزی از کسی
- Mom asked me to clean my room. (مامان از من خواست اتاقم را تمیز کنم.)
- معنی اول: گفتن چیزی برای کسب اطلاعات
-
TO DO (انجام دادن)
- معنی اول: برای انجام دادن یک عمل
- A: What do you like to do on weekends? (دوست داری آخر هفتهها چیکار کنی؟)
- B: I usually watch TV and play with my dogs. (من معمولا تلویزیون تماشا میکنم و با سگهایم بازی میکنم.)
- معنی دوم: به شیوهای خاص عمل کردن
- My favorite football team is doing poorly. (تیم فوتبال مورد علاقه من عملکرد ضعیفی دارد.)
- معنی اول: برای انجام دادن یک عمل
-
TO GET (گرفتن)
- معنی اول: دریافت کردن
- A: Has the letter I sent arrived yet? (نامهای که فرستادم هنوز رسیده است؟)
- B: Yes, I got it. (بله، متوجه شدم.)
- معنی دوم: به دست آوردن
- Can you get my jacket from the closet for me? (آیا میتوانید ژاکت من را از کمد برای من بیاورید؟)
- معنی سوم: فهمیدن
- A: Are you still studying for the English test? (آیا هنوز برای آزمون انگلیسی مطالعه میکنید؟)
- B: Yes. I just don’t get how to conjugate verbs! (بله. من فقط نمیفهمم که چگونه افعال را به هم پیوند بزنم!)
- A: I know, conjugations are difficult to understand. (میدانم، صمیمیتها بهسختی قابل درک هستند.)
- معنی اول: دریافت کردن
-
TO GO (رفتن)
- معنی اول: برای حرکت از مکانی به مکان دیگر
- Are you going to the concert next weekend? (آیا آخر هفته آینده به کنسرت میروید؟)
- معنی دوم: ترک کردن
- It’s already 11:00? I have to go! (الان ساعت 11:00 است؟ من باید برم!)
- معنی اول: برای حرکت از مکانی به مکان دیگر
-
TO HEAR (شنیدن)
- معنی اول: برای گرفتن صدا با گوش
- A: Did you hear that sound? (آن صدا را شنیدی؟)
- B: Yeah, but don’t worry, I think it’s just the wind. (آره، اما نگران نباش، فکر میکنم فقط باد است.)
- معنی دوم: آگاه بودن از
- Did you hear about Taylor Swift’s new cat? (آیا در مورد گربه جدید تیلور سوئیفت چیزی شنیدید؟)
- معنی اول: برای گرفتن صدا با گوش
-
TO SAY (گفتن)
- معنی اول: برای گفتن کلمات با صدای بلند
- A: what did she say? (او چه گفت؟)
- B: She said that he’ll think about it. (او گفت که در مورد آن فکر خواهد کرد.)
- معنی دوم: برای انتقال اطلاعات
- the website says the museum will open at 8:00. (این وبسایت میگوید این موزه در ساعت 8:00 افتتاح میشود.)
- معنی اول: برای گفتن کلمات با صدای بلند
-
TO KNOW (دانستن)
- معنی اول: آگاه بودن از، دانستن
- Did you know that Taylor Swift got a new cat? (آیا میدانستید که تیلور سوئیفت یک گربه جدید دارد؟)
- معنی دوم: با کسی رابطه داشتن، شناختن کسی
- A: Do you know Sarah? (سارا رو میشناسی؟)
- B: Yes. We used to worked together. (بله، قبلاً با هم کار میکردیم.)
- معنی اول: آگاه بودن از، دانستن
-
TO LIKE (دوست داشتن)
- معنی: دوست داشتن، لذت بردن
- A: Do you like the Tv show “Supernatural”? (آیا برنامه تلویزیونی “ماوراء طبیعی” را دوست دارید؟)
- B: Yes. but I like “Breaking Bad” more. (بله، اما من «برکینگ بد» را بیشتر دوست دارم.)
- معنی: دوست داشتن، لذت بردن
-
TO LOVE (عشق ورزیدن)
- معنی اول: زیاد دوست داشتن
- A: do you love the movie “Ocean’s 11”? (آیا فیلم “Ocean’s 11” را دوست دارید؟)
- B: Yes. I love that movie! (بله، من آن فیلم را دوست دارم!)
- معنی دوم: داشتن احساسات عمیق عاشقانه یا عاطفی
- I know that your mother is strict, but remember that she loves you. (میدانم که مادرت سختگیر است، اما یادت باشد که او تو را دوست دارد.)
- I love Steve, I want to marry him. (من استیو را دوست دارم، میخواهم با او ازدواج کنم!)
- معنی اول: زیاد دوست داشتن
-
TO NEED (نیاز داشتن)
- معنی: نیاز داشتن
- I need a pencil to take the test. (برای شرکت در آزمون نیاز به مداد دارم.)
- معنی: نیاز داشتن
-
TO WANT (خواستن)
- معنی: خواستن، آرزو کردن
- I want a puppy, but I would adopt an older dog if I found the right one. (من یک توله سگ میخواهم، اما اگر سگ مناسب را پیدا کنم، یک سگ بزرگتر را به فرزندی قبول میکنم.)
- معنی: خواستن، آرزو کردن
-
TO THINK (فکر کردن)
- معنی اول: فکر کردن، نظر یا اعتقاد داشتن
- I don’t think that the color red looks good on me. (فکر نمیکنم رنگ قرمز به نظر من خوب باشد.)
- I think God is real. (من فکر میکنم خدا واقعی است.)
- معنی دوم: هدایت ذهن به سمت چیزی
- A: what are you thinking about? (به چی فکر میکنی؟)
- B: I’m thinking about that what I want to eat for lunch? (دارم به این فکر میکنم که میخواهم برای ناهار چه بخورم.)
- معنی اول: فکر کردن، نظر یا اعتقاد داشتن
افعال انگلیسی برای استفاده در خانه
-
TO EAT (خوردن)
- معنی: خوردن
- Do you want to eat pizza or chicken for dinner? (آیا میخواهید برای شام پیتزا یا مرغ بخورید؟)
- معنی: خوردن
-
TO DRINK (نوشیدن)
- معنی: نوشیدن
- Don’t forget To drink water before you go to bed. (قبل از رفتن به رختخواب نوشیدن آب را فراموش نکنید.)
- معنی: نوشیدن
-
TO WATCH (تماشا کردن)
- معنی: تماشا کردن، نگاه کردن یا مشاهده کردن
- You can watch TV for 30 minutes when you get home. (وقتی به خانه رسیدیم میتوانید 30 دقیقه تلویزیون تماشا کنید.)
- معنی: تماشا کردن، نگاه کردن یا مشاهده کردن
-
TO SLEEP (خوابیدن)
- معنی: خوابیدن
- I try to sleep for at least 8 hours every night. (سعی میکنم هر شب حداقل هشت ساعت بخوابم.)
- معنی: خوابیدن
-
TO COOK (پختن)
- معنی: پختن یا تهیه غذا یا یک وعده غذایی
- Dad loves to cook healthy meals for the family. (پدر عاشق پختن غذاهای سالم برای خانواده است.)
- معنی: پختن یا تهیه غذا یا یک وعده غذایی
-
TO CLEAN (تمیز کردن)
- معنی: پاک کردن، تمیز کردن
- Let’s clean the living room, before we have guests over. (قبل از اینکه مهمان داشته باشیم، اتاق نشیمن را تمیز کنیم.)
- Did you clean up the mess on the kitchen counter? (آیا آشفتگی روی پیشخوان آشپزخانه را تمیز کردید؟)
- معنی: پاک کردن، تمیز کردن
-
TO OPEN (باز کردن)
- معنی: باز کردن
- I can’t open the pickle jar, can you help me? (من نمیتوانم این ظرف ترشی را باز کنم، میتوانید کمکم کنید؟)
- Open the window and so the fresh air can get in. (پنجره را باز کنید تا هوای تازه وارد شود.)
- معنی: باز کردن
-
TO CLOSE (بستن)
- معنی: بستن
- Close the refrigerator door so we don’t waste electricity. (در یخچال را ببندید تا برق را هدر ندهیم.)
- معنی: بستن
افعال انگلیسی برای مدرسه
-
TO LEARN (یاد گرفتن)
- معنی: آموختن، کسب دانش یا مهارت در چیزی
- I am learning a lot in my English class. (من در کلاس زبان انگلیسی خیلی چیزها یاد میگیرم!)
- معنی: آموختن، کسب دانش یا مهارت در چیزی
-
TO TEACH (تدریس کردن)
- معنی: تعلیم دادن، برای نشان دادن یا توضیح چگونگی انجام کاری
- The professor will teach us how to read data in tomorrow class. (استاد در کلاس فردا به ما یاد میدهد که چگونه دادهها را بخوانیم.)
- معنی: تعلیم دادن، برای نشان دادن یا توضیح چگونگی انجام کاری
-
TO STUDY (مطالعه کردن)
- توجه: در کالج یا دانشگاه، اگر بگویید «I’m studying math»، این به این معنی است که ریاضی رشته دانشگاهی شماست و مدرک خود را در رشته ریاضی کسب خواهید کرد. اگر میگویید “I’m studying for the math test”، به این معنی است که برای مدت کوتاهی برای چیزی خاص مطالعه میکنید.
- A: I hear you are starting college in the fall. what would you want to study? (شنیدهام که شما در پاییز دانشگاه را شروع میکنید. چه چیزی را میخواهید مطالعه کنید؟)
- B: I think I want to major in history. (فکر میکنم میخواهم در رشته تاریخ تحصیل کنم.)
- A: Do you want to play basketball tomorrow night? (آیا میخواهید فردا شب بسکتبال بازی کنید؟)
- B: I can’t. I have to study for my communication class. (نمیتوانم. من باید برای کلاس ارتباطاتم درس بخوانم.)
- A: What are you studying for? (برای چی درس میخوانی؟)
- B: I have a huge test on Friday. (روز جمعه یک آزمون بزرگ دارم.)
- توجه: در کالج یا دانشگاه، اگر بگویید «I’m studying math»، این به این معنی است که ریاضی رشته دانشگاهی شماست و مدرک خود را در رشته ریاضی کسب خواهید کرد. اگر میگویید “I’m studying for the math test”، به این معنی است که برای مدت کوتاهی برای چیزی خاص مطالعه میکنید.
-
TO WRITE (نوشتن)
- معنی اول: نوشتن
- Can you write the rules on the chalkboard? (آیا میتوانید قوانین را روی تخته سیاه بنویسید؟)
- معنی دوم: برای تنظیم یک سند
- I have to write a six-page paper by Monday morning. (تا دوشنبه صبح باید یک مقاله شش صفحهای بنویسم.)
- معنی اول: نوشتن
-
TO READ (خواندن)
- معنی: خواندن
- Everyone remember to read the first chapter of your textbook by tomorrow. (همه یادتان باشد تا فردا فصل اول کتاب درسی خود را بخوانید.)
- معنی: خواندن
-
TO ASSIGN (اختصاص دادن)
- معنی: اختصاص دادن، کار یا وظیفهای را به کسی واگذار کردن
- The teacher assigned us so much homework! (معلم برای ما خیلی تکلیف تعیین کرد!)
- معنی: اختصاص دادن، کار یا وظیفهای را به کسی واگذار کردن
-
TO LISTEN (گوش دادن)
- معنی: گوش دادن
- Did you listen to the teacher’s instructions? (آیا به دستورات معلم گوش دادید؟)
- معنی: گوش دادن
افعال انگلیسی برای تجارت
-
TO WORK (کار کردن)
- معنی: کار کردن، مشغول شدن به یک فعالیت عملی
- I’m an elementary school teacher. I work at the school down the street. (من معلم دبستان هستم من در مدرسه پایین خیابان کار میکنم.)
- معنی: کار کردن، مشغول شدن به یک فعالیت عملی
-
TO SUBMIT (ارائه دادن)
- معنی: تسلیم کردن، ارائه به کسی برای قضاوت
- I have to submit my report to the manager by 5:00. (من باید تا ساعت 5:00 گزارش خود را به مدیر ارائه کنم.)
- معنی: تسلیم کردن، ارائه به کسی برای قضاوت
-
TO EXPLAIN (توضیح دادن)
- معنی: توضیح دادن
- A: Can you explain how to create this document to me? (میتوانید نحوه ایجاد این سند را برای من توضیح دهید؟)
- B: Sure! First, select a template in Microsoft Word. (حتما! ابتدا یک الگو را در Microsoft Word انتخاب کنید.)
- معنی: توضیح دادن
-
TO CONTACT (تماس گرفتن)
- معنی: تماس گرفتن
- A: Have you contacted the manager yet? (آیا تاکنون با مدیر تماس گرفتهاید؟)
- B: Yes, I called her cell phone this morning. (بله، امروز صبح با تلفن همراهش تماس گرفتم.)
- معنی: تماس گرفتن
-
TO SEND (فرستادن)
- معنی: فرستادن
- A: Have you contacted the manager yet? (آیا تاکنون با مدیر تماس گرفتهاید؟)
- B: No, but I will send her an email tomorrow. (نه، اما فردا برایش ایمیل میفرستم.)
- I sent the team the memo yesterday. (دیروز یادداشت را برای تیم فرستادم.)
- معنی: فرستادن
-
TO BUY (خریدن)
- معنی: خریدن
- We need to buy more uniforms for the new employees. (ما باید برای کارمندان جدید لباسهای فرم بیشتری بخریم.)
- معنی: خریدن
-
TO SELL (فروختن)
- معنی: فروختن
- I sold 12 boxes this week. (من این هفته 12 جعبه فروختم.)
- معنی: فروختن
-
TO PAY (پرداختن)
- معنی: پرداختن
- A: Where do I pay for this necklace? (برای این گردنبند از کجا هزینه کنم؟)
- B: You can pay at the cash register at the front of the store. (میتوانید در صندوق فروشی جلوی فروشگاه پرداخت کنید.)
- A: Did the boss pay us yet? (آیا رئیس هنوز به ما پول داده است؟)
- B: No, he pays us every Friday. (نه، او هر جمعه به ما پول میدهد.)
- معنی: پرداختن
-
TO ADVERTISE (تبلیغ کردن)
- معنی: تبلیغ کردن
- A: What’s the best way to advertise the product? (بهترین راه برای تبلیغ محصول چیست؟)
- B: We could create a TV commercial. (میتوانیم یک تبلیغ تلویزیونی بسازیم.)
- C: If we’re going to do that, let’s write a radio commercial, too. (اگر قرار است این کار را انجام دهیم، بیایید یک آگهی رادیویی هم بنویسیم.)
- معنی: تبلیغ کردن
-
TO FINISH (تمام کردن)
- معنی: به پایان رساندن
- A: When do you think you can finish writing that speech? (فکر میکنید چه زمانی میتوانید نوشتن آن سخنرانی را تمام کنید؟)
- B: I should finish it by the end of the day on Tuesday. (باید تا آخر روز سهشنبه تمامش کنم.)
- معنی: به پایان رساندن
افعال انگلیسی برای سفر
-
TO TRAVEL (مسافرت کردن)
- معنی: سفر کردن
- My dad and I are traveling to Spain this summer. (من و پدرم تابستان امسال به اسپانیا سفر میکنیم.)
- معنی: سفر کردن
-
TO VISIT (ملاقات کردن)
- معنی: بازدید کردن
- I want to visit my grandmother next month. (من میخواهم ماه آینده به دیدن مادربزرگم بروم.)
- Let’s visit as many attractions as we can. (بیایید تا جایی که میتوانیم از جاذبهها دیدن کنیم.)
- معنی: بازدید کردن
-
TO EXPLORE (گشتن)
- معنی: کاوش کردن
- Do you want to explore the neighborhood before we go home? (آیا میخواهید قبل از رفتن به خانه، محله را کاوش کنید؟)
- معنی: کاوش کردن
-
TO TOUR (گشتن)
- معنی: گشت و گذار کردن
- Do you want to tour the neighborhood before we go home? (آیا میخواهید قبل از اینکه به خانه برویم در محله گردش کنید؟)
- معنی: گشت و گذار کردن
-
TO FLY (پرواز کردن)
- معنی: پرواز کردن
- I am flying from Atlanta to New York at 4:00. (من ساعت 4:00 از آتلانتا به نیویورک پرواز میکنم.)
- معنی: پرواز کردن
-
TO RIDE (سوار شدن)
- معنی: سوار شدن
- The Eiffel Tower is too far away for us to walk. Let’s ride the bus. (برج ایفل خیلی دور است که بتوانیم پیادهروی کنیم. بیا سوار اتوبوس بشیم)
- معنی: سوار شدن
-
TO CAMP (کمپینگ)
- معنی: کمپینگ
- Let’s camp in the mountains this weekend. (بیایید این آخر هفته در کوهستان چادر بزنیم.)
- Do you want to go camping in the state park? (آیا میخواهید به کمپینگ در پارک دولتی بروید؟)
- معنی: کمپینگ
-
TO SKI (اسکی کردن)
- معنی: اسکی کردن
- Would you rather ski in Colorado or Utah? (آیا ترجیح میدهید در کلرادو یا یوتا اسکی کنید؟)
- My family and I go skiing every winter. (من و خانوادهام هر زمستان به اسکی میرویم.)
- معنی: اسکی کردن
-
TO STAY (ماندن، اقامت)
- A: You’re going to Sydney? Where are you going to stay? (به سیدنی میروی؟ کجا قراره بمونی؟)
- B: I am staying at a hotel just outside of the city. (من در هتلی خارج از شهر اقامت دارم.)
- A: [on the phone] Where are you? (در تلفن) کجایی؟)
- B: I’m standing at the bus stop. (من در ایستگاه اتوبوس ایستادهام)
- A: Stay there. I’m on my way. (آنجا بمان. من در راه هستم.)
-
TO SWIM (شنا کردن)
- معنی: شنا کردن
- Let’s swim in the pool after lunch. (بیایید بعد از ناهار در استخر شنا کنیم.)
- Do you want to go swimming this weekend? (آیا میخواهید این آخر هفته به شنا بروید؟)
- معنی: شنا کردن
-
TO RELAX (استراحت کردن)
- معنی اول: آرام گرفتن
- You need to relax! Hopefully, going on vacation will help. (شما نیاز به آرامش دارید! امیدوارم رفتن به تعطیلات کمک کند.)
- معنی دوم: برای شرکت در یک فعالیت لذت بخش
- Dad is relaxing in the hammock outside. (پدر در ننوی بیرون استراحت میکند.)
- معنی اول: آرام گرفتن
سخن پایانی
همانطور که دیدید، افعال انگلیسی در هر موقعیتی کاربرد دارند. با تسلط بر این 50 فعل، شما میتوانید به راحتی در موقعیتهای مختلف ارتباط برقرار کنید. برای یادگیری بیشتر، میتوانید از منابع آموزشی مختلف از جمله وبسایت موسسه زبان پارسا، کتابهای درسی، دورههای آموزشی و اپلیکیشنهای موبایل استفاده کنید. به یاد داشته باشید که تمرین مداوم، کلید موفقیت در یادگیری زبان انگلیسی است.