راهنمای جیبی خرید به زبان انگلیسی: مثل آب خوردن خرید کن!

بهترین آموزشگاه زبان انگلیسی شیراز

راهنمای جیبی خرید به زبان انگلیسی: مثل آب خوردن خرید کن!

سلام رفیق! پارسا هستم، معلم زبانت. اومدم یه سری اصطلاحات خفن خرید بهت یاد بدم که تو هر فروشگاهی رفتی، مثل بلبل انگلیسی حرف بزنی. اصلا نگران نباش، اینا همون چیزاییه که هر روز تو فیلم‌ها و سریال‌ها می‌شنوی. پس بزن بریم!

اصطلاحات کلیدی فروشگاهی: کی به کیه؟!

اول از همه بریم سراغ اصطلاحاتی که تو هر فروشگاهی به کارت میاد. اینا رو که بلد باشی، نصف راهو رفتی:

  • Customer (مشتری): خودتی داداش، وقتی داری خرید می‌کنی!
  • Cashier / Clerk (فروشنده / صندوقدار): همون آقایی یا خانمی که پولتو می‌گیره و جنساتو حساب می‌کنه.
  • Manager (مدیر): رئیس فروشگاه، اگه مشکلی پیش اومد باید بری سراغش.
  • Attendant / Assistant (خدمتکار / دستیار): اینا هم تو فروشگاه می‌چرخن و اگه سوالی داشتی، کمکت می‌کنن.

لیست طلایی اصطلاحات انگلیسی خرید:

خب حالا بریم سراغ یه سری کلمات باحال که موقع خرید خیلی به کارت میاد:

  • Wallet (male) کیف پول مردانه
  • Purse (female) کیف پول زنانه
  • Scale ترازو
  • Till / Counter کانتر، پیشخوان
  • Barcode بارکد
  • Receipt رسید
  • Gift receipt رسید هدیه
  • Aisle راهرو
  • Shelf / shelves قفسه / قفسه‌ها
  • Trolley چرخ‌دستی
  • Basket سبد
  • Lift (UK) / Elevator (US) آسانسور
  • Escalator پله‌برقی
  • Bag کیف
  • Fitting rooms / changing rooms اتاق پرو

روش‌های پرداخت پول: کارت بکشم یا نقد بدم؟!

رسیدیم به قسمت شیرین ماجرا، یعنی حساب و کتاب! این اصطلاحات رو خوب یاد بگیر که موقع پرداخت مشکلی نداشته باشی:

  • Check (چک)
  • Cash (پول نقد)
  • Notes (اسکناس)
  • Coins (سکه)
  • Card machine (دستگاه پوز)
  • Chop and pin machine (دستگاه کارتخوان)
  • Credit cards / debit cards (کارت اعتباری)
  • Loyalty card (کارت مشتری)

حالا یه لحظه حس یک آدم جدی رو بگیر که میخواد خیلی رسمی و حرفه ای به یه موضوع مهم اشاره کنه. دقت کنید که این موضوع خیلی اهمیت داره!!!

انواع مغازه‌ها به انگلیسی: کجا برم؟!

  • Convenience store / general store / department store / shop / store: اینا همون خواروبار فروشی و فروشگاه‌های بزرگ خودمونه.
  • Chemist / pharmacy: داروخونه، وقتی مریض شدی باید بری اینجا.
  • Toy shop / toy store: اسباب‌بازی فروشی، بهشت بچه‌ها!
  • Book shop: کتابفروشی، پاتوق کتاب‌خونا.
  • Newsagents: روزنامه‌فروشی، برای خرید روزنامه و مجله.
  • Ladies clothing shop / boutique: بوتیک، مخصوص خانم‌های شیک‌پوش.
  • Men’s clothing shop / tailor: خیاطی و فروشگاه لباس مردونه.
  • Shoe shop / cobbler’s: کفش فروشی، پاتوق عاشقان کفش.
  • Jeweler’s / jewelry store: جواهرفروشی، برای خرید طلا و جواهر.
  • Opticians / optometrists: عینک فروشی، اگه چشات ضعیف شده باید بری اینجا.
  • Electrical store: فروشگاه لوازم برقی، برای خرید تلویزیون و یخچال و…
  • Record shop: نوار و ضبط فروشی، اگه هنوز نوار و سی‌دی گوش می‌دی!
  • Ironmonger’s / ironmongery: آهن فروشی، برای کارهای ساختمونی.
  • Charity shop / second hand shop: فروشگاه دست دوم، لباس‌های تاناکورا.
  • Haberdasher’s / haberdashery: خرازی، برای خرید دکمه و نخ و…
  • Shopping center: مرکز خرید، یه جا همه چی پیدا می‌شه!
  • Shopping mall / mall: هایپرمارکت و فروشگاه بزرگ.
  • Market: بازار، برای خرید ارزون و باحال.
  • Florist / botanist: گلفروشی، برای خرید گل و گیاه.
  • Butcher’s: قصابی، برای خرید گوشت.
  • Fishmonger’s / seafood store: ماهی فروشی، برای خرید ماهی و میگو.
  • Greengrocers / grocery store: سبزی فروشی و خواربار فروشی.
  • Baker’s / bakery: نانوایی و شیرینی فروشی.
  • Delicatessen: اغذیه فروشی.
  • Grocer’s: بقالی.
  • DIY store / home supply store: فروشگاه دست‌ساز.
  • Hardware store: ابزارآلات فروشی.
  • Deli: فروشگاه مواد غذایی خارجی.
  • Post office: اداره پست.
  • Supermarket: سوپرمارکت، همون فروشگاه بزرگی که تو محلتونه.
  • Gardening store / gardening center: فروشگاه باغبانی.

بیا یکم خودمونی تر شیم ، لحن یه دوست صمیمی رو بگیریم ، خیلی خودمونی و بی پرده!

نوشته‌ها و علامت‌های تو فروشگاه: چی می‌گن اینا؟!

  • OPEN: بازه، برو تو!
  • CLOSED: بسته است، فردا بیا!
  • Open 24HRS (HOURS) a day: شبانه‌روزی، هر وقت خواستی بیا!
  • Special offer: پیشنهاد ویژه، از دستش نده!
  • SALE: حراج، وقتشه خرید کنی!
  • Clearance sale: حراج آخر فصل، دیگه بهتر از این نمی‌شه!
  • Closing down sale: حراج به علت تعطیلی، همه چی مفته!
  • Everything must go!: همه چی باید بره، بزن و ببر!
  • Liquidation sale: لیست فروش.
  • Great value products: محصولات باارزش.
  • Good value: ارزش خوب.
  • Bargains: چانه زنی
  • BUY 1 GET 1 FREE: یکی بخر، یکی مجانی ببر!
  • Buy one get one half price: یکی بخر، دومی رو نصف قیمت ببر!
  • Half price sale: فروش با نصف قیمت.
  • 70% OFF EVERYTHING: 70% تخفیف روی همه چی!
  • Reduced to clear: حراج جهت فروش کالاهای مانده.
  • Out for lunch: رفته ناهار.
  • Back in 15 minutes: 15 دقیقه دیگه برمی‌گرده.
  • Back in 2PM: ساعت 2 برمی‌گرده.
  • Shoplifters will be prosecuted: دزدها تحت پیگرد قانونی قرار می‌گیرند!
  • CCTV in operation: مجهز به دوربین مداربسته.
  • USING A CREDIT CARD: استفاده از کارت اعتباری.
  • Enter your pin: رمز خود را وارد کنید.
  • Please wait: لطفا منتظر بمانید.
  • Remove your card: کارت خود را بردارید.
  • Signature: امضا.

حالا میخوام باهات مثل یه مهندس حرف بزنم ، خیلی منطقی و دقیق!

قیمت‌ها و اعداد انگلیسی: چقدر بدم؟!

  • £5.99 = “Five pounds and ninety-nine pence” (کامل)
  • £5.99 = “Five, ninety-nine” (مختصر)
  • $12.75 = “Twelve dollars and seventy-five cents” (کامل)
  • $12.75 = “Twelve seventy-five” (مختصر)
  • €3.20 = “Three euros and twenty cents” (کامل)
  • €3.20 = “Three twenty” (مختصر)

دوست داری یکم برات تبلیغ کنم و حس یه فروشنده رو داشته باشم؟

عبارات و اصطلاحات خرید انگلیسی:

  • We have brought down the prices, because we’re having a huge sale before the winter!
  • We have brought in a brand-new summer collection now, so the old winter range is on sale.
  • Could you do the zip up on this dress for me please?
  • I need to buy a gift for my friend, his birthday is coming up.
  • I’ll have to give this ring back to Tom, because he broke off the engagement.
  • Could you help me out please? I can’t do the zip up on this dress!
  • The supermarket was so busy over the Christmas weekend. The customers started pouring in, as soon as the doors opened!
  • Put your items on the counter please.
  • I’m going to take this back to the store, and see if I can get a different color.
  • I do love this sofa, but I’ll need to talk it over with my wife before committing to buying it.
  • Can I try these dresses on somewhere please?
  • He bought a really expensive watch for me, but I turned it down. I couldn’t accept it!

اینم از این رفیق. امیدوارم این اصطلاحات به کارت بیاد و تو خریدای بعدیت بدرخشی! اگه سوالی داشتی، من اینجام.

راهنمای جیبی خرید به زبان انگلیسی: مثل آب خوردن خرید کن!
اصطلاحات خرید انگلیسی, خرید به زبان انگلیسی, کلمات پرکاربرد خرید, انواع مغازه به انگلیسی, راهنمای خرید انگلیسی
موسسه زبان پارسا شیراز