بهترین آموزشگاه زبان انگلیسی شیراز
معرفی انواع دوست به انگلیسی: [واژگان + مثال]
آیا تابهحال به این فکر کردهاید که چگونه میتوانید در مورد روابط دوستانه خود به زبان انگلیسی صحبت کنید؟ در این مقاله از وبلاگ آموزشگاه زبان پارسا، به بررسی انواع مختلف دوست و اصطلاحات مربوط به آنها میپردازیم. این مطلب، راهنمای جامعی است که به شما کمک میکند دایره واژگان خود را در این زمینه گسترش دهید و با اعتماد به نفس بیشتری در مورد دوستانتان صحبت کنید.
پیش از این، در مقالات دیگر وبلاگ موسسه زبان پارسا، اصطلاحات کاربردی دیگری را نیز معرفی کردهایم که به شما در توصیف جنبههای مختلف دوستی کمک میکنند. پیشنهاد میکنیم حتماً نگاهی به این مقالات نیز بیندازید تا دانش خود را در این زمینه تکمیل کنید.
آموزشگاه زبان پارسا، همواره در تلاش است تا محتوای آموزشی باکیفیت و بهروز را در اختیار شما زبانآموزان عزیز قرار دهد. مقالات جدید بهطور مرتب در این صفحه منتشر میشوند تا شما را در مسیر یادگیری زبان انگلیسی یاری کنند.
در ادامه، به معرفی انواع مختلف دوست به زبان انگلیسی میپردازیم:
انواع دوست به انگلیسی
در جدول زیر، انواع مختلف دوست به همراه توضیح و مثالهای کاربردی ارائه شده است:
| نوع دوست | توضیح | مثال | ترجمه |
|---|---|---|---|
| BFF (Best Friends Forever) | اصطلاحی صمیمی برای اشاره به صمیمیترین و نزدیک ترین دوست. | Nina and I became bffs in high school. | نینا و من توی دبیرستان بهترین دوستهای هم شدیم. |
| You’re my bff! You’d better not forget that! | تو بهترین دوست منی! بهتره که هیچ وقت فراموش نکنی! | ||
| BEST FRIEND | بهترین دوست. | She’s not only my mum but also my best friend. | نه تنها مادرمه بلکه بهترین دوستمم هست. |
| I think he’s arguing with his best friend. | فکر میکنم داره با بهترین دوستش مشاجره میکنه. | ||
| CLOSE FRIEND | دوست نزدیک. | Jane is one of my close friends. | جین یکی از دوستهای نزدیک منه. |
| She has a few close friends. | اون یه چند تا دوست نزدیک داره. | ||
| CHILDHOOD FRIEND | دوست دوران کودکی. | I ran into my childhood friend yesterday. | دیروز به دوست بچگیم برخورد کردم. |
| Rose and her childhood friend work in the same hospital. | رز و دوست بچگیش تو یه بیمارستان کار میکنن. | ||
| SCHOOL FRIEND | دوست دوران مدرسه. دوست مدرسهای. | I was walking home with a school friend when my mum called me to ask me buy some milk. | داشتم با دوست مدرسهام میرفتم خونه که مامانم زنگ زد و ازم خواست که یه کم شیر بخرم. |
| An old school friend wants to see me. I don’t know what to think of that. | یه دوست قدیمی دوران مدرسه میخواد منو ببینه. نمیدونم راجع به این چه فکری داشته باشم. | ||
| COLLEGE / UNIVERSITY FRIEND | دوست دانشگاهی. دوست دوران دانشگاه. | She’s going on a trip to Spain with some of her college friends. | داره با چند تا از دوستای دانشگاهش برای سفر میره اسپانیا. |
| Someone called today and asked for you. He said he’s a college friend of yours, someone called Mike. | یکی امروز زنگ زد و میخواست با تو حرف بزنه. گفت که یکی از دوستهای دوران دانشگاهته، یکی به اسم مایک. | ||
| FAMILY FRIEND | دوست خانوادگی. | A few family friends came over for dinner. | چند تا دوست خانوادگی برای شام اومدن. |
| A family friend suggested to help, but they refused to accept. | یه دوست خانوادگی پیشنهاد کمک داد ولی قبول نکردن. | ||
| FRIENDS IN HIGH PLACES | دوستان سرشناس. دوستانی سرشناسی که فرد میتواند از آنها بخواهد که از اثرگذاری خود در جامعه برای کمک به او استفاده کنند. | She couldn’t get this internship if her dad didn’t have friends in high places. | اگر باباش دوستهای سرشناس نداشت نمیتونست این کارآموزی رو گیر بیاره. |
| Don’t worry about me – I have friends in high places. | نگران من نباش. من دوستهای سرشناسی دارم. | ||
| FRENEMY | فردی که در ظاهر با شما رابطهای دوستانه دارد ولی در باطن شما را رقیب خود میداند یا اینکه از شما خوشش نمیآید. | Despite their outward displays of friendship, Sarah and Emily were actually frenemies, constantly competing for the top spot in their class. | با وجود اینکه سارا و امیلی ظاهراً با هم دوستن ولی در حقیقت با هم دشمنهای دوستنمایی هستن که سر نمره اول بودن کلاس با هم رقابت میکنن. |
| John and Mark have a complicated relationship; they often pretend to get along, but everyone knows they’re just frenemies who enjoy one-upping each other. | جان و مارک رابطه پیچیدهای با هم دارن. اغلب اوقات تظاهر میکنن که با هم کنار میان ولی همه میدونن که اونها دشمنهای دوستنمایی هستن که از اینکه حال همدیگه رو بگیرن لذت میبرن. | ||
| ONLINE FRIEND | دوست آنلاین. | Despite never having met in person, Sarah and I have been close online friends for over five years, sharing our daily lives through messages and video calls. | با وجود اینکه من و سارا هیچوقت همدیگه رو ملاقات نکردیم ولی پنج ساله که دوستای آنلاین نزدیک هستیم و از طریق پیام دادن و ویدئوکال زندگی روزمرهمون رو با هم به اشتراک میذاریم. |
| Josephine is a good online friend I met on a language exchange app. | جوزفین یه دوست آنلاین خوبه که من توی یکی از برنامههای موسسه زبان پارسا باهاش آشنا شدم. | ||
| PEN PAL | دوستانی که از طریق نامه یا ایمیل با هم در ارتباط هستند و وقایع زندگی خود را با یکدیگر در میان میگذارند. | Ever since they were assigned as pen pals in a school project, Maya and Lucia have been exchanging letters regularly, sharing stories about their lives and building a lasting friendship despite living in different countries. | از وقتی که توی یه پروژه مدرسهای به عنوان دوستهای نامهای هم مشخص شدن، مایا و لوسیا مرتب به همدیگه نامه مینویسن و داستان زندگیشون رو با هم شریک میشن با وجود اینکه توی کشورهای متفاوتی هستن در حال ساخت یه دوستی طولانیمدت هستن. |
| CASUAL FRIEND | دوستی که با او وقت میگذرانید و از مصاحبت با او لذت میبرید ولی زیاد به او نزدیک نیستید که بخواهید شخصیترین مسائل خود را به او در میان بگذارید. | He’s just a casual friend I hang out with after our pottery class. | یه دوست معمولیه که بعد از کلاس سفالگری با هم میریم بیرون وقت میگذرونیم. |
| FAKE FRIEND | دوستی که به ظاهر خیلی به شما اهمیت میدهد ولی در حقیقت از اینکه شما آسیب ببینید یا شکست بخورید خوشحال میشود. | After realizing that Tom only reached out when he needed something, Sarah came to see him as a fake friend, someone who was only around for convenience. | وقتی سارا فهمید که تام فقط وقتی که به چیزی نیاز داره باهاش تماس میگیره، فهمید که تام دوست حقیقی اون نیست و فقط برای منافع خودش میخواد کنار سارا باشه. |
| Emily finally understood that her supposed friend was spreading rumors behind her back, leading her to realize that she had been deceived by a fake friend all along. | امیلی فهمید که به اصطلاح دوستش داشت پشت سرش شایعهپراکنی میکرد که باعث شد بفهمه که تمام مدت گول یه دوست مارصفت رو خورده. | ||
| TRUE FRIEND | دوستی حقیقی که ظاهر و باطن یکسانی دارد و واقعاً به شما اهمیت میدهد. | What makes you a true friend is that you deeply care for me. | چیزی که تو رو یه دوست حقیقی میکنه اینه که واقعاً عمیقاً به من اهمیت میدی. |
| Don’t neglect your true friends. They are the only ones who will help you in the time of need. | از دوستهای حقیقیت غافل نشو. اونا تنها کسایی هستن که توی زمان نیاز بهت کمک میکنن. |
جمعبندی
یادگیری این اصطلاحات و کاربرد آنها در مکالمات روزمره، به شما کمک میکند تا روابط دوستانه خود را به زبان انگلیسی بهخوبی توصیف کنید و با اعتماد به نفس بیشتری با دیگران ارتباط برقرار کنید.
آموزشگاه زبان پارسا با ارائه دورههای آموزشی متنوع و کادری مجرب، در تلاش است تا شما را در مسیر یادگیری زبان انگلیسی همراهی کند. برای کسب اطلاعات بیشتر درباره دورهها و خدمات ما، میتوانید با کارشناسان موسسه زبان پارسا تماس بگیرید.
📍 آدرس:
شیراز، بلوار شهید بهشتی، حدفاصل چهارراه بنفشه به سمت چهارراه خلدبرین
📞 تلفن تماس:
071-32357641 | 071-32331829
📱 واتساپ:
09013443574 | 09173162644
📧 ایمیل:
info@parsa-li.com
🌐 آدرس سایت موسسه زبان پارسا:
https://parsa-li.com
پارسا اینستاگرام:
instagram.com/parsali.ir
امیدواریم این مقاله برای شما مفید بوده باشد. با ما همراه باشید تا از مقالات آموزشی و کاربردی موسسه زبان پارسا بهرهمند شوید.