چرا مردم در یادگیری یک زبان جدید شکست می‌خورند؟ (همراه با راهکارهای موسسه زبان پارسا)

مدت زمان تقریبی مطالعه: 7 دقیقه دقیقه

بسیاری از افراد آرزوی یادگیری زبان جدیدی را دارند، اما در نهایت احساس می‌کنند که قادر به انجام این کار نیستند… با شناخت دلایل شکست، می‌توانیم برای موفقیت آماده شویم.

فهرست مطالب

  1. مقدمه
  2. آنچه در مورد یادگیری زبان‌ها آموخته‌ام
  3. چرا مردم در یادگیری یک زبان جدید شکست می‌خورند؟ (4 دلیل)
  4. اقدام نکردن
  5. انتظارات غیرواقعی
  6. تجربیات بد
  7. استفاده از روش‌های اشتباه
  8. چگونه موسسه زبان پارسا می‌تواند به شما کمک کند؟
  9. سوالات متداول

مقدمه

بسیاری از افراد آرزوی یادگیری یک زبان جدید را دارند، اما در نهایت احساس می‌کنند که قادر به انجام این کار نیستند. به عنوان یک فرد که عمیقاً به یادگیری زبان اعتقاد دارد، شنیدن این موضوع برای من بسیار ناراحت‌کننده است. من بر این باورم که هر کسی می‌تواند زبان جدیدی یاد بگیرد! از نظر من، بدترین دلیل برای تک زبانی بودن این است: “من در یادگیری زبان خوب نیستم.” این مانند این است که بگویید: “من در راه رفتن یا غذا خوردن خوب نیستم.” زیرا یادگیری زبان به اندازه هر عملکرد انسانی دیگری طبیعی و معمول است.

بنابراین اگر این مقاله را می‌خوانید، شما در حال حاضر یک زبان را یاد گرفته‌اید: فارسی. و اگر این زبان مادری شما باشد، احتمالاً آن را در سنین بسیار کم، از چند ماهگی آموخته‌اید. آیا واقعاً فکر می‌کنید که نسخه کودکی شما باهوش‌تر از شما در حال حاضر بوده است؟ اگر آن کودک یک زبان را یاد گرفت، شما هم می‌توانید. اگر در کشوری غیر از ایران بزرگ می‌شدید، آیا در توانایی خود برای تسلط به زبان‌هایی مانند انگلیسی، عربی یا فرانسوی شک داشتید؟

به جز موارد بسیار معدودی که استثنا هستند، عوامل بسیار کمی وجود دارند که باعث می‌شوند یک فرد بیشتر یا کم‌تر مستعد یادگیری یک زبان جدید باشد. حقیقت ساده این است که همه در یادگیری زبان خوب هستند، زیرا تقریباً هر انسانی می‌تواند حداقل به یک زبان صحبت کند! در ادامه به بررسی دلایلی می‌پردازیم که چرا ممکن است افراد در یادگیری زبان با مشکل مواجه شوند.

آنچه در مورد یادگیری زبان‌ها آموخته‌ام

مانند بسیاری از مردم، اولین تجربه من با یادگیری زبان یک تجربه ایده‌آل نبود. این انتخاب من نبود و چیزی نبود که خودم بخواهم. این چیزی بود که مدرسه به من تحمیل کرد. یادگیری زبان جدید در همان رده حفظ کردن مفاهیم خشک و بی‌روح ریاضی قرار داشت. روش‌هایی که معلمان من برای آموزش استفاده می‌کردند، تقریباً یکسان بود. من مجبور بودم کلمات را به همان روشی حفظ کنم که جدول ضرب را حفظ می‌کردم. این کار یکنواخت، خسته‌کننده و تقریباً بی‌معنی بود، بدون هیچ زمینه‌ای.

دیدگاه من در مورد یادگیری زبان، زمانی تغییر کرد که من یک هدف معنادار برای یادگیری زبان داشتم. آن هدف این بود که به حفظ و گسترش زبان مادری‌ام، یعنی زبان چرکسی، کمک کنم. زبان چرکسی اغلب یک زبان “در معرض خطر” در نظر گرفته می‌شود (به این معنی که در خطر نابودی است). بنابراین زمان آن رسیده بود که من برای یادگیری این زبان قدم بردارم. بدین ترتیب، این زبان نه تنها زنده می‌ماند، بلکه از طریق نسل‌های آینده شکوفا می‌شود. سال‌ها پیش، وقتی تصمیم گرفتم زبان چرکسی را یاد بگیرم، هرگز فکر نمی‌کردم که روزی به خوبی امروز به آن صحبت کنم. با این حال، این به این معنی نیست که من یادگیری را تمام کرده‌ام. همیشه دوست دارم بهتر صحبت کنم و با گذشت زمان این کار را هم خواهم کرد. اما هرگز تصور نمی‌کردم که با همسرم و والدینم به این زبان صحبت کنم. هرگز فکر نمی‌کردم که این زبان، زبان اول فرزندانم خواهد شد. هرگز فکر نمی‌کردم که زبان‌های دیگری را یاد بگیرم یا اینقدر به یادگیری زبان مشتاق شوم.

در مقاطع مختلف، من یادگیری زبان را به یک “سفر” تشبیه کرده‌ام. شاید این یک کلیشه باشد، اما من نمی‌توانم تشبیهی بهتر از آن پیدا کنم. وقتی به این موضوع فکر می‌کنم، یک اسکله را تصور می‌کنم که به اقیانوس منتهی می‌شود. اما، با ادامه این سفر، آن اسکله به یک پل تبدیل می‌شود – که توسط زبان‌آموز ساخته شده است – کلمه به کلمه، قدم به قدم.

در یک نقطه مشخص، ما به این پل استعاری نگاه می‌کنیم و از اینکه چقدر پیشرفت کرده‌ایم و چقدر ساخته‌ایم شگفت‌زده می‌شویم. ما احساسی ترکیبی از غرور و شادی داریم. سپس به جلو نگاه می‌کنیم و متوجه می‌شویم که اقیانوس چقدر وسیع است و چقدر دیگر باید پیش برویم تا از آن عبور کنیم و به آن سوی دیگر برسیم.

گاهی اوقات، این می‌تواند طاقت‌فرسا باشد، حتی برای کسی مثل من. اما همانطور که بارها گفته‌ام، یادگیری یک زبان جدید یک فرآیند است، نه یک رویداد با نقطه پایانی. شاید این به این معنی باشد که تشبیه من به عبور از اقیانوس ناقص است. اما این چیزی است که هنگام یادگیری یک زبان جدید به ذهن من می‌آید. و با وجود اینکه ناقص است، به من یادآوری می‌کند که هدف من باید این باشد که از سفر لذت ببرم، نه فقط روزهای باقی‌مانده تا پایان آن را بشمارم.

این بخشی از سفر شخصی من در یادگیری زبان بود. حالا، بیایید به این موضوع بپردازیم که چرا هر کسی می‌تواند زبان یاد بگیرد و دلایلی که افراد را در مسیر شکست قرار می‌دهد.

چرا مردم در یادگیری یک زبان جدید شکست می‌خورند؟ (4 دلیل)

برای اینکه بیشتر شما را متقاعد کنم که هر کسی می‌تواند یک زبان یاد بگیرد، می‌خواهم برخی از تصورات غلط را رد کنم و سپس به این موضوع بپردازم که چرا مردم شکست می‌خورند. اگر از رایج‌ترین موانع آگاه باشیم، می‌توانیم برای اجتناب از آن‌ها تلاش کنیم و خودمان را برای موفقیت آماده کنیم.

به طور کلی، مردم به یکی از چهار دلیل در یادگیری زبان شکست می‌خورند:

  1. آنها هیچ اقدامی انجام نمی‌دهند.
  2. آنها انتظارات غیرواقعی دارند.
  3. آنها تجربیات بدی دارند.
  4. آنها کارهای درست را به روش اشتباه انجام می‌دهند.

بنابراین، بیایید در مورد رایج‌ترین موانعی که زبان‌آموزان با آن مواجه هستند، بحث کنیم.

1. افراد زمانی شکست می‌خورند که هیچ اقدامی انجام نمی‌دهند

“من می‌خواهم یک زبان جدید یاد بگیرم.”

“من می‌خواهم اندام متناسب داشته باشم.”

“من می‌خواهم پولدار شوم!”

چند بار این حرف‌ها را شنیده‌ایم؟ ما خودمان چند بار این حرف‌ها را زده‌ایم؟ با نگاهی دقیق به خودمان، باید این سوال را بپرسیم: چند بار این آرزوها را دنبال کرده‌ایم؟

بیشتر مردم در یادگیری زبان شکست می‌خورند، زیرا برای رسیدن به اهدافشان هیچ کاری انجام نمی‌دهند. مطمئناً، ممکن است یک برنامه را دانلود کنند یا یک کتاب بخرند. شاید برنامه‌ای برای حفظ مجموعه‌ای از کلمات داشته باشند. اما اینها تلاش‌های معناداری نیستند و بسیاری از آنها بیشتر از اینکه به یادگیری یک زبان جدید کمک کنند، باعث کاهش احساس گناه ناشی از عدم فعالیت می‌شوند.

بهانه‌ها ساخته می‌شوند:

  • من سال آینده یادگیری زبان را شروع می‌کنم.
  • وقتی فصل فوتبال بچه‌ام تمام شد، شروع می‌کنم.
  • من الان خیلی سرم شلوغ است.
  • من بعد از تعطیلات کلاس را شروع می‌کنم.

من در مورد افرادی که در انجام اقدامات معنادار شکست می‌خورند قضاوت نمی‌کنم. دلایل زیادی وجود دارد که چرا ممکن است افراد هیچ کاری انجام ندهند: ممکن است زمان مناسبی نباشد. آنها ممکن است از نظر ذهنی آماده نباشند. ممکن است تعهدات یا تعهدات دیگری داشته باشند که اولویت داشته باشند. همه اینها قابل قبول است. من خودم این شرایط را تجربه کرده‌ام. فکر می‌کنم همه ما اینطور بوده‌ایم.

هدف از بیان این موضوع اینجا، انتقاد از افرادی که هیچ کاری انجام نمی‌دهند نیست، بلکه صرفاً برای صادقانه و عینی نشان دادن یکی از دلایلی است که باعث شکست افراد می‌شود.

2. افراد زمانی شکست می‌خورند که انتظارات غیرواقعی دارند

بسیاری از مردم تصمیم می‌گیرند که در یادگیری زبان خوب نیستند، زمانی که تلاش می‌کنند و به سرعت به آنچه انتظار دارند نمی‌رسند. یادگیری هر چیزی که ارزش انجام دادن دارد، به زمان و تلاش نیاز دارد. معمولاً حدود یک سال طول می‌کشد تا یک نوزاد راه رفتن را یاد بگیرد و شش ماه دیگر طول می‌کشد تا دویدن را یاد بگیرد. هرچه مهارت پیچیده‌تر باشد، زمان و تلاش بیشتری لازم است.

این چیزی است که بسیاری از ما خاطره‌ای از یادگیری آن نداریم، بنابراین کاملاً طبیعی به نظر می‌رسد. در واقعیت، همه ما نوزادانی سرسخت بودیم که هر روز برای یادگیری نحوه راه رفتن و دویدن تلاش می‌کردیم.

در عین حال، مهم نیست که این مهارت چقدر ارزشمند یا پیچیده است، یادگیری اصول اولیه به طرز شگفت‌انگیزی آسان است. در حالی که ممکن است یک سال طول بکشد تا نوزادان راه رفتن را یاد بگیرند، در تلاش‌های اولیه خود، معمولاً در عرض چند هفته از خزیدن به “راه رفتن” پیشرفت می‌کنند. تلاش‌های واقعی از این ناشی می‌شود که اطمینان حاصل شود که آنها تعادل دارند، نمی‌افتند و در نهایت یاد می‌گیرند چگونه بدوند.

به همین ترتیب، در عرض چند دقیقه، اکثر مردم می‌توانند چند آکورد گیتار (یا آکوردهای پیانو یا ضرب‌آهنگ درام) را یاد بگیرند. آنها حتی ممکن است در عرض چند ساعت به سطح راحتی برسند. اما توانایی نواختن طیف وسیعی از موسیقی، بداهه‌نوازی یا نوشتن موسیقی جدید می‌تواند سال‌ها طول بکشد.

یادگیری زبان هم تفاوتی ندارد. شما می‌توانید در عرض کمتر از یک ساعت، چند عبارت اساسی از یک زبان جدید را یاد بگیرید. با این حال، اگر می‌خواهید مکالمه‌ای را با هر عمقی ادامه دهید، به تلاش و تعهد بیشتری نیاز است.

در این مرحله، اکثر مردم به یکی از دو گروه تقسیم می‌شوند: (1) کسانی که میزان زمان و تلاش لازم برای یادگیری یک زبان جدید را به شدت دست کم می‌گیرند و (2) کسانی که آن را به شدت بیش از حد تخمین می‌زنند. گروه اول اغلب در تلاش‌های یادگیری زبان خود گیر می‌کنند یا دلسرد می‌شوند، و گروه دوم اغلب هرگز شروع نمی‌کنند یا شروع می‌کنند و رویکردی بسیار سخت‌گیرانه و دشوار در پیش می‌گیرند، به‌طوری‌که به‌ندرت پیشرفت زیادی می‌کنند.

در هر صورت، این امر منجر به شکاف بزرگی بین درک و واقعیت می‌شود و باعث می‌شود بسیاری از مردم قبل از شروع، معتقد شوند که در یادگیری زبان خوب نیستند. حتی روشی که ما در مورد میل خود صحبت می‌کنیم، آنچه را که انتظار داریم آشکار می‌کند. بیایید به اظهارات اولیه قصد خود برگردیم:

  • من می‌خواهم یک زبان جدید یاد بگیرم.
  • من می‌خواهم اندام متناسب داشته باشم.
  • من می‌خواهم پولدار شوم!

من سعی می‌کنم از اظهاراتی مانند “من می‌خواهم …” خودداری کنم. آنها در همان سطح “من یک کلوچه می‌خواهم” هستند و دستیابی به آنها به میزان آسانی انجام کار، بستگی دارد.

متأسفانه، چنین اظهاراتی بسیار کلی هستند. من ترجیح می‌دهم بگویم: “من در حال یادگیری یک زبان جدید هستم.” این فعال است و قصد قوی و انتظارات واقع‌بینانه را منتقل می‌کند. علاوه بر این، یادگیری زبان یک کار نهایی نیست. هیچ نقطه پایانی وجود ندارد که در آن کارتان تمام شود. این حتی در مورد زبان مادری شما هم صدق می‌کند. بنابراین ما همیشه در حال یادگیری و رشد هستیم.

3. افراد زمانی شکست می‌خورند که تجربه‌های بدی داشته‌اند

یکی دیگر از عواملی که بسیاری از مردم را به این باور سوق می‌دهد که در یادگیری زبان خوب نیستند، ناشی از تجربه‌های بد است. متأسفانه، از این تجربیات زیاد است. در زیر چند مورد از رایج‌ترین آنها آمده است.

  • آنها مجبور به یادگیری هستند
    بسیاری از ما در مدرسه ابتدایی، دبیرستان و/یا کالج یک زبان خارجی را مطالعه کرده‌ایم. ما اغلب چیزی شبیه این را شنیده‌ایم: “من سال‌ها فرانسوی یاد گرفتم، اما نمی‌توانم به آن صحبت کنم.” فقط بعدها، وقتی تصمیم گرفتم خودم زبان را یاد بگیرم، بود که پیشرفت واقعی کردم. افرادی که مجبور می‌شوند کاری را انجام دهند، به ندرت این کار را با اشتیاق یا علاقه زیاد انجام می‌دهند و پیشرفت زیاد بدون این عوامل انگیزشی تقریباً غیرممکن است. این امر به ویژه در مورد یادگیری زبان صادق است.
  • معلمان بدی دارند
    من واقعاً معتقدم که اکثر معلمان بهترین نیت‌ها را دارند. با این حال، در هر جمعیتی از متخصصان، افراد عالی، افرادی که اینطور عالی نیستند و همه چیز در این بین وجود خواهد داشت. بنابراین، از منظر ریاضی، یک نفر از هر دو نفر در هر جمعیت معینی، زیر حد متوسط خواهد بود. معلمان بد اجتناب‌ناپذیر هستند و صرف نظر از موضوع، همه ما حداقل چند معلم بد داشته‌ایم. در حالی که ما در اینجا آنها را “بد” می‌نامیم، در بیشتر موارد، آنها از نظر اشرار “بد” نیستند. آنها حتی لزوماً در کارشان “بد” نیستند. در بیشتر موارد، آنها “بد” هستند زیرا روش تدریس آنها با روش یادگیری ارجح دانش‌آموز همخوانی ندارد.
  • آنها از روش‌های بد استفاده می‌کنند
    در مواقع دیگر، زبان‌آموزان در معرض روش‌های بد قرار می‌گیرند. گاهی اوقات این روش‌های بد ممکن است توسط معلمان بد به کار گرفته شوند، بنابراین زبان‌آموز یک “ضربه‌ی مضاعف” دریافت می‌کند. در مواقع دیگر، روش بد ممکن است توسط یک زبان‌آموز مورد استفاده قرار گیرد که سعی در یادگیری از طریق خودآموزی دارد. در اینجا دوباره، دلایلی که چرا یک روش ممکن است “بد” باشد، مشابه دلیل “بد” بودن یک معلم است. به عنوان مثال، ممکن است فردی ده‌ها روش و/یا فعالیت را در یک کلاس یا محیط خودآموزی استفاده کند. در حالی که من شخصاً معتقدم که (یا زمان‌سنجی‌تر) از بقیه هستند، روش‌های بسیار کمی وجود دارد که قطعاً کارساز نباشند. با این حال، احتمالاً روش‌های زیادی وجود دارد که برای شما کارساز نخواهند بود. اکثر افرادی که تازه یادگیری زبان را شروع کرده‌اند، متوجه نمی‌شوند که روش‌های، رویکردها یا فعالیت‌های مختلفی در دسترس است. به عنوان مثال، آنها وسوسه می‌شوند که باور کنند یک روش یا یک کتاب یا یک برنامه وجود دارد که “آنها را روان می‌کند”. در عین حال، بسیاری از زبان‌آموزان به اشتباه معتقدند که یادگیری زبان یک کار، زحمتی یا شغلی است که باید انجام شود. آنها قدردانی نمی‌کنند که یادگیری زبان می‌تواند یک تجربه لذت‌بخش باشد و باید هم باشد. به این ترتیب، آنها اغلب متوجه نمی‌شوند که برخی از روش‌ها، مانند تماشای فیلم یا بازی‌های ویدیویی به زبان مورد نظر، روش‌های مطالعه معتبری هستند.
  • زمان یا مکان مناسبی نیست
    آخرین تجربه بد که بسیاری از مردم آن را به اشتراک می‌گذارند، ناشی از شروع تلاش‌های یادگیری زبان خود در زمان یا مکان اشتباه است. همه این تجربه‌های بد می‌توانند همپوشانی داشته باشند، اما اگر شما کاملاً متعهد باشید، با بهترین معلمان و روش‌ها، باز هم ممکن است یک تجربه بد داشته باشید اگر در زمان یا مکان اشتباه شروع کنید.

دلایل اینکه چرا ممکن است زمان اشتباهی باشد، بسیار زیاد است. شاید زندگی شخصی شما در حال حاضر کمی پیچیده باشد. شاید کار از نظر ذهنی خسته کننده باشد، و شما

4. استفاده از روش‌های اشتباه

حتی با داشتن انگیزه، انتظارات واقع‌بینانه و یک تجربه مثبت، ممکن است افراد به دلیل انتخاب روش‌های یادگیری نامناسب، در یادگیری زبان شکست بخورند. انتخاب روش‌های آموزشی مناسب، کلید موفقیت در یادگیری زبان است. روشی که برای یک فرد مناسب است، ممکن است برای دیگری کارآمد نباشد.

چگونه موسسه زبان پارسا می‌تواند به شما کمک کند؟

موسسه زبان پارسا با بیش از دو دهه تجربه درخشان، به شما کمک می‌کند تا با غلبه بر این چالش‌ها، به رویای یادگیری زبان دلخواهتان برسید. ما در موسسه زبان پارسا با ارائه:

  • برنامه‌های آموزشی متنوع و متناسب با نیازهای شما: از دوره‌های فشرده تا کلاس‌های ترمیک، ما برنامه‌ای مناسب برای هر سطح و هدفی ارائه می‌دهیم.
  • اساتید مجرب و متخصص: اساتید ما با بهره‌گیری از جدیدترین متدهای آموزشی، شما را در این مسیر همراهی می‌کنند.
  • محیط آموزشی پویا و جذاب: ما فضایی را فراهم کرده‌ایم که یادگیری زبان را به تجربه‌ای لذت‌بخش تبدیل می‌کند.
  • مشاوره رایگان: کارشناسان ما با ارائه مشاوره تخصصی، شما را در انتخاب بهترین مسیر یادگیری راهنمایی می‌کنند.

همچنین، موسسه زبان پارسا با ارائه دوره‌های آنلاین و حضوری در زبان‌های مختلف از جمله انگلیسی، آلمانی، فرانسوی، ترکی استانبولی و … در خدمت شماست.

برای شروع سفر یادگیری زبان خود با موسسه زبان پارسا، همین امروز در دوره‌های ما ثبت‌نام کنید و یا از مشاوره رایگان ما بهره‌مند شوید.

برای کسب اطلاعات بیشتر و ثبت نام در دوره‌های زبان، می‌توانید با ما در ارتباط باشید:

آدرس:
ایران، استان فارس، شیراز، حدفاصل چهارراه بنفشه و چهارراه خلدبرین

شماره تماس:
071-32357641 | 071-32331829

واتساپ:
09013443574 | 09173162644

ایمیل:
info@parsa-li.com

اینستاگرام:
instagram.com/parsali.ir

به یاد داشته باشید، یادگیری زبان یک سفر است، نه یک مقصد. با تلاش و پشتکار، هر کسی می‌تواند به هدف خود برسد. موسسه زبان پارسا در این مسیر همراه شما خواهد بود.

سوالات متداول

  1. آیا واقعاً هر کسی می‌تواند زبان جدید یاد بگیرد؟
    بله! با روش درست، تلاش و پشتکار، همه می‌توانند یک زبان جدید را یاد بگیرند.
  2. چه مدت طول می‌کشد تا یک زبان جدید را یاد بگیرم؟
    زمان یادگیری یک زبان جدید به عوامل مختلفی بستگی دارد، از جمله زبان مورد نظر، میزان تلاشی که می‌کنید و روش یادگیری شما.
  3. بهترین روش برای یادگیری زبان چیست؟
    بهترین روش برای یادگیری زبان، روشی است که برای شما مناسب باشد و از آن لذت ببرید. روش‌های مختلفی وجود دارد، از جمله کلاس‌های حضوری، دوره‌های آنلاین، برنامه‌های تلفن همراه و خودآموزی. موسسه زبان پارسا با ارائه مشاوره رایگان به شما در انتخاب بهترین روش کمک می‌کند.
  4. چگونه انگیزه خود را برای یادگیری زبان حفظ کنم؟
    تعیین اهداف واقع‌بینانه، پیدا کردن یک شریک یادگیری، استفاده از روش‌های یادگیری متنوع و پاداش دادن به خودتان، همگی می‌توانند به حفظ انگیزه شما کمک کنند.

اولین انتشار: 1404/06/05