اگر هنگام صحبت کردن انگلیسی، کلمه مناسب را می دانید اما چند ثانیه طول می کشد تا آن را به یاد بیاورید، احتمالا باید روی لغات ضروری انگلیسی تمرکز بیشتری داشته باشید. برای شروع مکالمه، لازم نیست از همان ابتدا صد ها لغت دشوار و تخصصی حفظ کنید. تعداد محدودی از واژه های پرکاربرد، اگر درست یاد گرفته شوند و در جمله به کار بروند، می توانند بخش قابل توجهی از مکالمه های روزمره را پوشش دهند.
در این مقاله ۱۰۰ لغت پرکاربرد انگلیسی را در موضوعات مختلف مانند احوال پرسی، خانه، کار، مدرسه، احساسات، خرید و رستوران می خوانید. برای هر کلمه، تلفظ فارسی، معنی و یک مثال کوتاه آورده شده است. تلفظ فارسی فقط یک راهنمای تقریبی برای شروع است و جای شنیدن تلفظ اصلی را نمی گیرد.
اگر هدف شما آموزش لغت انگلیسی با تلفظ است، بهتر است بعد از دیدن هر کلمه، مثال آن را نیز با صدای بلند تکرار کنید. این کار کمک می کند واژه از حالت «لغت حفظ شده» خارج شود و در موقعیت واقعی مکالمه قابل استفاده باشد.
چرا شروع با همین 100 لغات ضروری انگلیسی ایده خوبی است؟
وقتی دایره لغات ضروری انگلیسی محدود باشد، حتی دانستن گرامر نیز همیشه به مکالمه روان منجر نمی شود. فرض کنید می خواهید بگویید «من امروز در خانه هستم». اگر کلمات today، home و stay را بشناسید، می توانید با ساختار ساده جمله مورد نظر خود را بیان کنید.
یادگیری لغت باید از نیازهای واقعی شروع شود. واژه هایی مثل go، come، want، need، know، like، helpدر موقعیت های مختلف قابل استفاده هستند و فقط به یک موضوع خاص محدود نمی شوند.
برای افزایش دایره لغات انگلیسی نیز بهتر است واژه ها را به صورت گروهی یاد بگیرید. مثلا هنگام یادگیری موضوع «رستوران»، کلمات food، menu، water، order و bill را کنار هم تمرین کنید. مغز در چنین حالتی ارتباط میان کلمات را بهتر درک می کند.
یک روش ساده برای شروع این است که هر روز ۱۰ لغت را بخوانید، تلفظ کنید و برای هر کدام یک جمله شخصی بسازید. مثلا برای work فقط معنی «کار کردن» را حفظ نکنید؛ بگویید:
I work in Shiraz.
آی وِرک اِن شیراز
من در شیراز کار می کنم.
لغات ضروری انگلیسی احوال پرسی و معارفه
این گروه از لغات روزمره انگلیسی برای شروع مکالمه کاربرد زیادی دارند. بهتر است چند عبارت را به صورت کامل یاد بگیرید، نه اینکه فقط معنی تک تک کلمات را حفظ کنید.
ردیف کلمه تلفظ فارسی معنی مثال کوتاه
| ۱ | Hello | هِلو | سلام | Hello, Sara. |
| ۲ | Hi | های | سلام | Hi! How are you? |
| ۳| Goodbye | گودبای | خداحافظ | Goodbye, see you. |
| ۴ | Please | پلیز | لطفا | Please, sit down. |
| ۵ | Thanks | ثَنکس | ممنون | Thanks for your help. |
| ۶ | Sorry | ساری | ببخشید / متاسفم | Sorry, I’m late. |
| ۷ | Welcome | وِلکِم | خوش آمدید | Welcome to our class. |
| ۸ | Name | نِیم | نام | What’s your name? |
| ۹ | Friend | فِرِند | دوست | He is my friend. |
| ۱۰ | Meet | میت | ملاقات کردن | Nice to meet you. |
| ۱۱ | Today | تودِی | امروز | I’m busy today. |
| ۱۲ | Tomorrow | تومارو | فردا | See you tomorrow. |
| ۱۳ | Morning | مورنینگ | صبح | Good morning! |
| ۱۴ | Evening | ایونینگ | عصر / شب | Good evening! |
| ۱۵ | Help | هِلپ | کمک | Can you help me? |
مثلا اگر با فرد جدیدی آشنا شدید، لازم نیست جمله پیچیده ای بسازید. ترکیب Hello، What’s your name?، Nice to meet you برای شروع یک مکالمه ساده کاملا کاربردی است.
لغات ضروری انگلیسی خانه و زندگی روزمره
بخش زیادی از مکالمات روزانه درباره خانه، غذا، خواب، رفت و آمد و فعالیت های معمول است. واژه های زیر پایه خوبی برای صحبت درباره برنامه روزانه ایجاد می کنند.
| ردیف | کلمه | تلفظ فارسی | معنی | مثال کوتاه |
| ۱۶ | Home | هوم | خانه | I’m at home. |
| ۱۷ | House | هاوس | خانه | My house is small. |
| ۱۸ | Room | روم | اتاق | This is my room. |
| ۱۹ | Door | دور | در | Open the door. |
| ۲۰ | Window | ویندو | پنجره | Close the window. |
| ۲۱ | Table | تِیبِل | میز | The book is on the table. |
| ۲۲ | Chair | چِر | صندلی | Sit on the chair. |
| ۲۳ | Bed | بِد | تخت | My bed is comfortable. |
| ۲۴ | Kitchen | کیچِن | آشپزخانه | She is in the kitchen. |
| ۲۵ | Food | فود | غذا | The food is ready. |
| ۲۶ | Water | واتِر | آب | I need water. |
| ۲۷ | Eat | ایت | خوردن | Let’s eat. |
| ۲۸ | Drink | درینک | نوشیدن | Drink some water. |
| ۲۹ | Sleep | اسلیپ | خوابیدن | I need to sleep. |
| ۳۰ | Wake | وِیک | بیدار شدن | I wake up early. |
| ۳۱ | Work | وِرک | کار کردن | I work every day. |
| ۳۲ | Go | گو | رفتن | I go home at six. |
| ۳۳ | Come | کام | آمدن | Come here, please. |
| ۳۴ | Open | اوپِن | باز کردن | Open the window. |
| ۳۵ | Close | کلوز | بستن | Close the door. |
تفاوت home و house هم ارزش توجه دارد. House معمولا به ساختمان یا خانه به عنوان یک مکان فیزیکی اشاره می کند، در حالی که home بیشتر مفهوم محل زندگی را منتقل می کند. مثلا I am at home یعنی «من در خانه هستم.
لغات ضروری انگلیسی کار و مدرسه
اگر برای تحصیل، شغل یا ارتباط با همکاران زبان می خوانید، این گروه از واژه ها را در برنامه روزانه خود قرار دهید. بسیاری از آن ها در مکالمه های ساده بارها تکرار می شوند.
| ردیف | کلمه | تلفظ فارسی | معنی | مثال کوتاه |
| ۳۶ | School | اسکول | مدرسه | I go to school. |
| ۳۷ | Student | استیودِنت | دانش آموز / دانشجو | I’m a student. |
| ۳۸ | Teacher | تیچِر | معلم | My teacher is kind. |
| ۳۹ | Class | کِلَس | کلاس | The class starts at nine. |
| ۴۰ | Book | بوک | کتاب | This book is useful. |
| ۴۱ | Read | رید | خواندن | I read every day. |
| ۴۲ | Write | رایت | نوشتن | Write your name here. |
| ۴۳ | Learn | لِرن | یاد گرفتن | I want to learn English. |
| ۴۴ | Study | اِستادی | درس خواندن | I study English. |
| ۴۵ | Office | آفیس | اداره / دفتر | I’m at the office. |
| ۴۶ | Meeting | میتینگ | جلسه | I have a meeting today. |
| ۴۷ | Job | جاب | شغل | I like my job. |
| ۴۸ | Boss | باس | رئیس | My boss is busy. |
| ۴۹ | Busy | بیزی | مشغول | I’m busy now. |
| ۵۰ | Free | فری | آزاد / وقت داشتن | Are you free today? |
کلمه learn با study تفاوت ظریفی دارد. Study بیشتر به درس خواندن یا مطالعه کردن اشاره می کند، اما learn روی یادگیری و کسب دانش یا مهارت تاکید دارد. بنابراین جمله I study English و I want to learn Englishهر دو درست هستند، اما معنای دقیقا یکسانی ندارند.
لغات ضروری انگلیسی احساسات
برای مکالمه طبیعی، فقط اسم اشیا کافی نیست. باید بتوانید درباره حال خودتان و واکنش هایتان نیز صحبت کنید. واژه های زیر از جمله لغات کاربردی برای بیان احساسات هستند.
| ردیف | کلمه | تلفظ فارسی | معنی | مثال کوتاه |
| ۵۱ | Happy | هَپی | خوشحال | I’m happy today. |
| ۵۲ | Sad | سَد | ناراحت | She is sad. |
| ۵۳ | Angry | اَنگری | عصبانی | He is angry. |
| ۵۴ | Tired | تایِرد | خسته | I’m very tired. |
| ۵۵ | Hungry | هانگری | گرسنه | I’m hungry. |
| ۵۶ | Thirsty | ثِرستی | تشنه | I’m thirsty. |
| ۵۷ | Afraid | اَفرید | ترسیده | I’m afraid. |
| ۵۸ | Excited | اکسایتِد | هیجان زده | I’m excited! |
| ۵۹ | Worried | وِرید | نگران | I’m worried about you. |
| ۶۰ | Fine | فاین | خوب | I’m fine, thanks. |
| ۶۱ | Good | گود | خوب | That sounds good. |
| ۶۲ | Bad | بَد | بد | I feel bad. |
| ۶۳ | Love | لاو | دوست داشتن / عشق | I love music. |
| ۶۴ | Like | لایک | دوست داشتن | I like coffee. |
| ۶۵ | Want | وانت | خواستن | I want some water. |
برای تمرین این کلمات، خودتان را محدود به مثال های کتاب نکنید. مثلا اگر tired را یاد گرفته اید، درباره زندگی واقعی خودتان جمله بسازید: I’m tired after work. جمله ای که به تجربه شخصی شما مربوط باشد، معمولا برای تمرین مکالمه کاربرد بیشتری دارد.
لغات ضروری انگلیسی خرید و رستوران
در سفر، خرید، کافه و رستوران، دانستن چند واژه کلیدی می تواند ارتباط شما را بسیار راحت تر کند.
| ردیف | کلمه | تلفظ فارسی | معنی | مثال کوتاه |
| ۶۶ | Shop | شاپ | فروشگاه / خرید کردن | I’m at the shop. |
| ۶۷ | Store | اِستور | فروشگاه | The store is open. |
| ۶۸ | Buy | بای | خریدن | I want to buy this. |
| ۶۹ | Sell | سِل | فروختن | They sell clothes. |
| ۷۰ | Price | پرایس | قیمت | What’s the price? |
| ۷۱ | Cheap | چیپ | ارزان | It’s cheap. |
| ۷۲ | Expensive | اکسپِنسیو | گران | It’s too expensive. |
| ۷۳ | Money | مانی | پول | I need some money. |
| ۷۴ | Cash | کَش | پول نقد | Do you accept cash? |
| ۷۵ | Card | کارد | کارت | Can I pay by card? |
| ۷۶ | Menu | مِنیو | منو | Can I see the menu? |
| ۷۷ | Order | اوردِر | سفارش / سفارش دادن | I’d like to order. |
| ۷۸ | Restaurant | رِستورانت | رستوران | This restaurant is nice. |
| ۷۹ | Coffee | کافی | قهوه | I’d like a coffee. |
| ۸۰ | Bill | بیل | صورت حساب | Can I have the bill? |
یک نکته کاربردی برای مکالمه این است که buy و pay را با هم اشتباه نگیرید. Buy یعنی خریدن، در حالی که pay یعنی پرداخت کردن. مثلا:
I want to buy this shirt.
می خواهم این پیراهن را بخرم.
Can I pay by card?
می توانم با کارت پرداخت کنم؟
۲۰ لغت ضروری دیگر برای مکالمه روزمره
۲۰ کلمه آخر را به واژه هایی اختصاص می دهیم که در موضوعات مختلف به کار می روند و در ساخت جمله های روزمره نقش زیادی دارند.
| ردیف | کلمه | تلفظ فارسی | معنی | مثال کوتاه |
| ۸۱ | Know | نو | دانستن | I know him. |
| ۸۲ | Think | ثینک | فکر کردن | I think so. |
| ۸۳ | Need | نید | نیاز داشتن | I need help. |
| ۸۴ | Make | مِیک | ساختن / انجام دادن | Let’s make a plan. |
| ۸۵ | Take | تِیک | گرفتن / برداشتن | Take this book. |
| ۸۶ | Give | گیو | دادن | Give me a minute. |
| ۸۷ | Get | گِت | گرفتن / دریافت کردن | I get your message. |
| ۸۸ | See | سی | دیدن | See you tomorrow. |
| ۸۹ | Look | لوک | نگاه کردن | Look at this. |
| ۹۰ | Listen | لیسِن | گوش دادن | Listen to me. |
| ۹۱ | Speak | اسپیک | صحبت کردن | Do you speak English? |
| ۹۲ | Say | سِی | گفتن | What did you say? |
| ۹۳ | Ask | اَسک | پرسیدن | Can I ask a question? |
| ۹۴ | Answer | اَنسِر | پاسخ دادن | Please answer me. |
| ۹۵ | Understand | آندِراِستَند | متوجه شدن | I understand. |
| ۹۶ | Remember | ریمِمبِر | به یاد آوردن | I remember you. |
| ۹۷ | Forget | فِرگِت | فراموش کردن | Don’t forget this. |
| ۹۸ | Wait | وِیت | صبر کردن | Wait a minute. |
| ۹۹ | Start | اِستارت | شروع کردن | Let’s start now. |
| ۱۰۰ | Finish | فینیش | تمام کردن | I finished my work. |
این گروه را می توان هسته اصلی تمرین مکالمه دانست، چون بسیاری از آن ها فعل هستند و امکان ساخت جمله های مختلف را فراهم می کنند. مثلا با need می توانید چندین جمله بسازید:
I need water.
به آب نیاز دارم.
I need help.
به کمک نیاز دارم.
I need a break.
به استراحت نیاز دارم.
یعنی به جای حفظ سه واژه جداگانه، یک کلمه را در چند موقعیت تمرین می کنید و کاربرد آن را بهتر یاد می گیرید.
چطور این لغات ضروری انگلیسی را فراموش نکنیم؟

خواندن فهرست ۱۰۰ کلمه ای فقط مرحله اول است. اگر بعد از یک بار مطالعه سراغ مطلب دیگری بروید، بخش زیادی از واژه ها خیلی زود از حافظه فعال شما خارج می شوند. برای ماندگار شدن لغات، باید آن ها را در فاصله های مختلف دوباره ببینید و استفاده کنید.
یک برنامه ساده می تواند چنین باشد:
روز اول: ۱۰ لغت را همراه با تلفظ و مثال یاد بگیرید.
روز دوم: بدون نگاه کردن، معنی و تلفظ کلمات روز قبل را به یاد بیاورید و ۱۰ لغت جدید اضافه کنید.
روز سوم: با ۲۰ لغت قبلی جمله بسازید.
روز پنجم: کلمات را دوباره مرور کنید و مواردی را که فراموش کرده اید جدا کنید.
روز هفتم: از تمام کلمات هفته یک مکالمه کوتاه بسازید.
برای مثال، اگر کلمات restaurant، menu، order، water، bill را یاد گرفته اید، یک گفت و گوی کوتاه طراحی کنید:
Can I see the menu?
Sure. What would you like to order?
I’d like some water, please.
این نوع تمرین از حفظ کردن معنی لغات موثرتر است، چون کلمه را در یک موقعیت واقعی قرار می دهد.
اگر می خواهید روش های بیشتری برای مرور و ماندگار کردن واژه ها یاد بگیرید، می توانید مطلب تکنیک های علمی حفظ لغت را اینجا بخوانید.
کلاس مکالمه تخصصی در پارسا
اگر بعد از یادگیری لغات ضروری انگلیسی هنوز هنگام صحبت کردن نمی توانید جمله های خود را سریع بسازید، مشکل احتمالا فقط کمبود لغت نیست. در مکالمه، سرعت بازیابی کلمات، تلفظ، جمله سازی، شنیدار و واکنش مناسب به صحبت طرف مقابل نیز اهمیت دارند.
تمرین در کلاس می تواند این فاصله را کمتر کند؛ چون زبان آموز مجبور می شود واژه هایی را که در خانه خوانده، در گفت و گوی واقعی به کار ببرد. برای مثال، یادگیری کلمه restaurant زمانی ارزش عملی بیشتری پیدا می کند که بتوانید درباره سفارش غذا، قیمت، منو یا درخواست صورت حساب صحبت کنید.
اگر در شیراز زندگی می کنید و می خواهید این واژه ها را در مکالمه واقعی تمرین کنید، می توانید دوره های زبان انگلیسی موسسه پارسا را بررسی کنید و متناسب با سطح خود درباره دوره مناسب مشاوره بگیرید.
جمع بندی
یادگیری لغات ضروری انگلیسی زمانی نتیجه بهتری دارد که از حفظ معنی کلمات فراتر بروید. تلفظ را بشنوید، واژه را در جمله ببینید، مثال شخصی بسازید و آن را در مکالمه استفاده کنید. همین ۱۰۰ کلمه می توانند پایه ای مناسب برای شروع باشند، اما پیشرفت واقعی زمانی اتفاق می افتد که لغات ضروری انگلیسی جدید به بخشی از صحبت روزانه شما تبدیل شوند.
اگر هدفتان از آموزش زبان انگلیسی شیراز تقویت مکالمه است، می توانید این فهرست را به عنوان نقطه شروع استفاده کنید و برای تمرین عملی تر، در کلاس مکالمه متناسب با سطح خود شرکت کنید.