بهترین آموزشگاه زبان انگلیسی شیراز
روی اعصاب بودن به انگلیسی: اصطلاحاتی که باید بدانید!
آیا تا به حال کسی روی اعصابتان رفته است؟ آیا میخواهید بدانید چطور میتوانید این حس را به زبان انگلیسی بیان کنید؟ در این مقاله از وبلاگ موسسه زبان پارسا، به بررسی اصطلاحات مختلفی میپردازیم که برای توصیف حس “روی اعصاب بودن” یا “روی مُخ” به کار میروند. اگر میخواهید احساسات خود را به درستی منتقل کنید و دایره لغات خود را گسترش دهید، این مقاله راهنمای شما خواهد بود.
چرا یادگیری این اصطلاحات مهم است؟
یادگیری این اصطلاحات به شما کمک میکند تا در موقعیتهای مختلف، احساسات خود را به درستی و با ظرافت بیان کنید. این امر، در برقراری ارتباط موثرتر با انگلیسیزبانان و درک بهتر فرهنگ آنها بسیار حیاتی است.
اصطلاحات رایج برای بیان “روی اعصاب بودن”
در ادامه، با اصطلاحات پرکاربرد و مثالهایی از نحوه استفاده آنها آشنا میشویم:
1. GET ON SOMEONE’S NERVES
این اصطلاح، یکی از رایجترین راهها برای توصیف این حس است که کسی یا چیزی شما را آزار میدهد.
- مثال:
- “His constant tapping on the desk was starting to get on my nerves.” (ضربه زدن مداوم او روی میز، داشت روی اعصابم میرفت.)
- “The way she always interrupts others during meetings really gets on my nerves.” (رفتارش که همیشه در جلسات حرف دیگران را قطع میکند، واقعاً روی اعصابم است.)
2. DRIVE SOMEONE UP THE WALL
این اصطلاح برای مواقعی استفاده میشود که چیزی شما را به شدت کلافه و آزرده میکند.
- مثال:
- “The constant noise from the construction site next door is driving me up the wall.” (صدای مداوم کارگاه ساختمانیِ همسایه، دارد میبرد روی اعصابم.)
- “My little brother keeps playing the same song on repeat, and it’s driving me up the wall.” (برادر کوچکم مدام یک آهنگ را تکرار میکند و دارد دیوانهام میکند.)
3. GET UNDER SOMEONE’S SKIN
این اصطلاح برای اشاره به چیزی یا کسی که شما را آزار میدهد و به شما حس ناخوشایندی میدهد، استفاده میشود.
- مثال:
- “His smug attitude really gets under my skin, especially when he acts like he knows everything.” (رفتار از خود راضیاش واقعاً روی اعصابم است، بهخصوص وقتی طوری رفتار میکند که انگار همهچیز را میداند.)
- “Watching her succeed while I struggle always seems to get under my skin a little.” (دیدن موفقیت او در حالی که من در حال مبارزه هستم، کمی روی اعصابم میرود.)
4. PRESS / PUSH SOMEONE’S BUTTONS
این اصطلاح به معنای تحریک کردن یا آزار دادن عمدی کسی است.
- مثال:
- “Whenever we discuss politics, I know just how to push his buttons and spark a heated debate.” (هر وقت درباره سیاست بحث میکنیم، میدانم چطور بروم روی اعصابش و یک بحث داغ راه بیندازم.)
- “She has a talent for pushing my buttons, often bringing up embarrassing stories at the worst possible moments.” (او استعداد عجیبی در رفتن روی اعصاب من دارد، اغلب داستانهای شرمآور را در بدترین زمانها مطرح میکند.)
5. DRIVE SOMEONE CRAZY
این اصطلاح به معنای “دیوانه کردن” است و برای مواقعی به کار میرود که چیزی شما را به مرز جنون میرساند.
- مثال:
- “Trying to solve the complex puzzle alone started to drive him crazy.” (تلاش برای حل پازل پیچیده به تنهایی، داشت او را دیوانه میکرد.)
- “The never-ending stream of emails from her boss started to drive her crazy, leaving her feeling overwhelmed and stressed.” (سیل ایمیلهای بیپایان از طرف رئیسش باعث شد او دیوانه شود و احساس درماندگی و استرس کند.)
6. RUB SOMEONE THE WRONG WAY
این اصطلاح به معنای “به مذاق کسی خوش نیامدن” است و برای توصیف رفتاری که باعث ناراحتی یا آزار کسی میشود، استفاده میشود.
- مثال:
- “Although she meant well, her constant questioning about his personal life rubbed him the wrong way.” (گرچه منظورش خیر بود، اما سوالهای مداومش در مورد زندگی شخصی او، او را ناراحت کرد.)
- “The new manager’s strict policies rubbed the staff the wrong way, causing a decline in morale and productivity.” (سیاستهای سختگیرانه مدیر جدید، باعث ناراحتی کارکنان شد و منجر به کاهش روحیه و بهرهوری شد.)
جدول مقایسه اصطلاحات
| اصطلاح | معنی | مثال |
|---|---|---|
| GET ON SOMEONE’S NERVES | کسی را آزار دادن | “His constant talking gets on my nerves.” (صحبت کردن مداومش روی اعصابم است.) |
| DRIVE SOMEONE UP THE WALL | کسی را کلافه و عصبی کردن | “The noise from the construction site is driving me up the wall.” (صدای کارگاه ساختمانی دارد دیوانهام میکند.) |
| GET UNDER SOMEONE’S SKIN | آزار دادن، ایجاد حس ناخوشایند | “His arrogance really gets under my skin.” (غرورش واقعاً روی اعصابم است.) |
| PUSH SOMEONE’S BUTTONS | تحریک کردن، آزار دادن عمدی | “He knows how to push my buttons and make me angry.” (او میداند چطور برود روی اعصابم و مرا عصبانی کند.) |
| DRIVE SOMEONE CRAZY | دیوانه کردن، به مرز جنون رساندن | “The deadlines are driving me crazy.” (ضربالاجلها دارند دیوانهام میکنند.) |
| RUB SOMEONE THE WRONG WAY | به مذاق کسی خوش نیامدن، باعث ناراحتی کسی شدن | “His comments about my work rubbed me the wrong way.” (نظراتش در مورد کارم به مذاقم خوش نیامد.) |
جمعبندی و کلام آخر
با یادگیری این اصطلاحات، میتوانید احساسات خود را به درستی و با اعتماد به نفس بیشتری بیان کنید. این دانش به شما کمک میکند تا در مکالمات روزمره و موقعیتهای مختلف ارتباط موثرتری داشته باشید.
اگر میخواهید دایره لغات خود را گسترش دهید و مهارتهای زبانی خود را تقویت کنید، موسسه زبان پارسا با ارائه دورههای آموزشی متنوع، آماده است تا شما را در این مسیر یاری کند. برای کسب اطلاعات بیشتر و ثبتنام در دورهها، به وبسایت ما مراجعه کنید یا با ما تماس بگیرید.
آدرس: شیراز، بلوار شهید بهشتی، حدفاصل چهارراه بنفشه به سمت چهارراه خلدبرین
تلفنهای تماس: 071-32357641 | 071-32331829
واتساپ: 09013443574 | 09173162644
ایمیل: [email protected]
وبسایت: https://parsa-li.com
اینستاگرام: instagram.com/parsali.ir
امیدواریم این مقاله برای شما مفید بوده باشد. اگر سوال یا پیشنهادی دارید، لطفاً در قسمت نظرات با ما در میان بگذارید. همچنین، اگر این مقاله را دوست داشتید، لطفاً آن را با دوستان خود به اشتراک بگذارید.